|

کلیات
خواص و
تاثیر مقامات موسیقی
دانشمندان موسیقی شناس و مؤلفین آثار موسیقی قدیم در پهلوی اینکه
هریکی از مقامات را به یکی از اوقات معینه ی شباروزی اختصاص داده
اند؛ برای هرکدام از آنها خاصیت ها و اثرات متعدد روانی و جسمی
(سیکالوجیک و فیزیولوجیک) نیز قایل اند که میتوان اینها را
پایه ی انتساب مقامات به اوقات معینه دانست.
نظر اثرگزاری موسیقی موسیقی بر شنونده را بر مبنای
آثار پیشینیان ، به صورت عام میتوان در دو بخش خلاصه ساخت:
۱-تأثیرعام موسیقی که
اثرگزاری مقامات در روان انسان و انتساب مقامات به اوقات معینه ی
شباروزی ،
فصول معین
سال و ماه های دوازده گانه را شامل
می گردد.
۲- تأثیر خاص موسیقی بر بخش هایی
از مردم بر حسب موقعیت شغلی و طبقاتی ، مراحل سنی ، تفکیک نژاد،
جنس
وباشنده گی در حوزه های معین
فرهنگی .
از
آنجاییکه در موارد انتساب مقامات به اوقات معینه ی شباروزی و بروج
دوازده گانه ی فلکی یا ما ه که کلیات هایی در دست داشتیم ، در برخ
های پیشین و پسین به تفصیل سخن گفته ایم ؛ ولی در باره ارتباط
مقامات با فصول چهارگانه ی سال دانشمندان گدشته ی ما نظریه یی
دارند همانند مناسبت رت و راگ در موسیقی هندی ؛ به طور نمونه
موسیقیدان دربار شهاب الدین محمد غوری ، عبداالمؤمن هروی در رساله
ی بهجت الروح اش مقامات را برای خوانش در فصول چهارگانه طبقه بندی
نموده و علل این انتساب را نیز بر پایه ی آرای پیشینیان چنین
برشمرده است :
«فصل بهار :
چون طبیعت گرم و تر است ، و آفتاب در بروج حمل و ثور و جوزاست ؛
درین فصل می باید که نغماتی چند بنمایند که دلیل این فصل باشد ؛
چون عراق و مایه و گردانیه و سلمک و شهناز و عجم و نوروزالاصل و
رکب و بیاتی ، که طبایع پرده های مذکور منسوب است به باد که مزاج
باد به اینها نیکو مناسبت دارد .
فصل تموز :
چون طبعیت تابستان تعلق به آتش دارد و شمس در سرطان و اسد و سنبله
است ؛ می باید که پرده ی چند نمایند که ذاتش گرم و خشک بود ؛ چون
مغلوب و زنگوله و و اوج و گردانیه و ماهور و رکب و نشاپورک و
پنجگاه .
فصل خریف :
که آفتاب در برج میزان و عقرب و
قوس است ، می باید که نغماتی چند تقریر کنند که طبعش مناسبت به خاک
داشته باشد و سرد و خشک بود ؛ چون عشاق و چهارگاه و بوسلیک و بزرگ
و کوچک و نیریز و همایون و عزال و حسینی و نیریزکبیر و مایه ؛ تا
موجب تزاید سودا نشود و ماده و اخلاط پدید آید .
فصل زمستان :
زبعش سرد ئ تر است و مناسبت به آب دارد و آفتاب دین فصل در جئی و
دلو و حوت است ؛ می باید نغماتی چند خوانند و نمایند که مستوجب آن
گردد که خاطر عاطر دریا مقاطر فیض مأثر ملوک و امرای نامدار مسرور
و مشعوف شود . پرده هایی که در فصل شتأ به کار آید ، خواندن راست و
عجم و نیریز و ماهور و نوروزعجم و ایکیات و سپهری و مخالف عراق روی
(= روی عراق) و محیر و حجاز و بوسلیک نیز در تحویل حوت که ذوجسدین
است ، میتوان خواندن .
چون
اهل مجلس در کنار آتشگاه و تنور نشسته باشند؛ بر مغنی واجب باشد که
حسینی و نهاوندک و مبرقع و رهاوی خواند تا خشکی کره ی آتش مندفع
شود و خوشحالی و سرور و نشاز دست دهد و به عیش اشتغال نماید.» در
استناد بالا با آنکه اسامی برخی از مقامات در بیشتر از یک بخش یاد
شده اند؛ که شاید اشتباه کاتبان نسخه های مختلف بهجت الروح باشند؛
با آنهم این نقل قول از رساله ی یاد شده تا حدود زیادی عقیده ی
قدمأ را در مورد انتساب مقامات موسیقی به فصول چهارگانه ی سال روشن
ساخته و علل این نسبت را واضح می سازد .
به گونه
یی که پیش ازین نیز یاد کردیم؛ کاتبان ناشی و نساخان بی مسوؤلیت
مطالب و حتی فصولی در بهجت الروح افزوده اند که در نتیجه امروز
تشخیص مطالب اصلی رساله از برافزودهای آن به آسانی میسر نیست *
چنانچه در همین فصلی که نقل آن از نظر خواننده ی گرامی گدشت ؛ مطلب
دیگر نیز به تکرار آمده و در آن فصل دیگر در فصول سال به عنوان
میانه ی دو فصل که منظور میان خزان و زمستان است ، علاوه گردیده و
مقاماتی نیز برای خوانش درین زمان تعیین شده است . چنین می نماید
که این بخش را کاتبان شمال هند اضافه کرده باشند و یا اینکه از
رسالات نوشته شده درین حوزه ی زبان دری برگرفته شده باشد ؛ چی درین
منطقه که سال شش فصل دارد ؛ فصل برسات یا بارانی بین تابستان و
خزان واقع است و فصل برشکال بین خزان و زمستان . و از طرف دیگر
سیاهه ی مقامات مربوط هر فصل در هردو فهرست هیچگونه مطابقتی باهم
ندارند ؛ با آنهم عقیده ی تخصیص مقامات به فصول سال باور خیلی
قدیمی بوده ، که نه تنها در آریانای باستان ، بلکه در هند ، یونان
باستان و شبه جزیره
ی عربستان نیز رواج داشته است . در کشور ما و جهان
اسلام ، این عقیده در بخش موسیقی رسایل اخوان الصفأ ، کنزالتحف حسن
کاشانی و بسا رسایل دیگر نیز مطرح گردیده است که اگر از تفاوت های
آنها بگذریم ، در مجموع طبقه بندی اثرگزاری موسیقی بر روان انسان
را بدست می دهند .
مؤلف
کنزالتحف درین مورد سخنان جالبی داشته ؛ بعد از تشریح خواص تار های
چهارگانه ی عود و نسبت دادن آنها با عناصر اربعه ی قدیم (آب ، خاک
، آتش و باد) و توضیح رابطه ی آنها با امزجه ی چهارگانه (صفرأ ،
دمأ ، بلغم و سودا) ۲ می نویسد که برخی ازین الحان محننه را هر
بامداد در بیمارستان ها بر بالین رنجوران ادأ می کرده اند تا سبب
شفای آنها گردد؛ و بعد از آن قید می کند که : «بعض دیگر از الحان
در وقوع مصایب و شداید از برای تسلیه ی خاطر و تسکین قلب مشغول
دارند و آن الحان نوحه گران باشد که وقت موئیدن ادأ کنند و بعضی در
وقت شروع کردن ادأ کنند در اعمال عسره . مثل حمالان و ملاحان و
غیرهما که هر یکی از ایشان در کار کردن نوعی معین از نغمات ادأ
کنند تا طبیعت به آن مشغول گردد و زود ملول نشود . و بعض دیگر در
هنگام عیش و طرب مثل عروسی ها و ضیافت ها ادأ کنند تا مقتضی بسطت
نفس و مزیت ذوق شود . و بعض دیگر شبانان در وقت آب دادن به
گوسفندان و وقت دوشیدن شیر و هنگام گشن دادن ستوران ادأ کنند تا
طباع ایشان به استماع آن مشغول گردد و سرکشی نکنند . و بعض صیادان
در شبهای تاریک ادأ کنند و به آ« اصول انواع وحوش جمع گردانند . و
بعض دیگر زنان ادأ کنند تا طفلان از گریه خاموش شوند و به خواب
روند . » ۳ بدینترتیب می بینیم که جنبه های گوناگون اثرگزاری
موسیقی نه تنها روی حواس انسان ، بلکه بلکه تأثیر آن در جانوران
نیر از نظر قدمأ پنهان نمانده است .
به
ارتباط اثرات خاص موسیقی دانشمندان باستان را باور برین بود که
هریک از مقامات اثربخشی بیشتری بر برخی از مردم به اعتبار مراحل
سنی موقعیت شغلی و طبقاتی ، تفکیک جنس ، نزاد و حوزه ی زیست آنها
دارد ؛ چنانچه قید کرده اند که از لحاط ویژه گی های جسمی مقامات
زیرین و تیپ های مشخصی از مردم را مناسبتی است مستقیم ؛ ازینرو
هریکی ازین مقامات باید در مجلس همان مردمی خوانده شود که روح
ایشان را نسبتی خاص با آن مقام است .
در
زیر اسامی مقامات و گروه های اجتماعی یاد شده را طی جدول های ذیل
خلاصه می سازیم :
مقام رنگ چهره
پنجگاه گندمگون
نشاپورک سرخ چهر
عشاق
و نوا سفید چهر
غزال
و چهارگاه سبزه چهر
به
اعتبار ویؤه گی های شغلی مقامات و مشاغل زیرین را با هم مرتبط
دانسته ؛ تأکید می کردند که تا در مجالس گروه های زیرن بیشتر از
مقامات و فروعات ذیل استفاده صورت گیرد :
مقام
ها گروه های
اجتماعی
راست اهل قلم
و نویسنده.
عراق
، سه گاه و نشاپورک اهل علم.
زنگوله ، چهارگاه ، شعرأ و.
حجاز
و سلمک ارباب فهم .
حسینی
، عشاق ، بسته نگار
زابل
و اوج پادشاهان
اوج ،
مغلوب ، عشیران ، وزرأ و ارکان
نیریز
و گردانیه . دولت .
سه
گاه اهل سپاه
اوج ،
زابل و گردانیه اهل بازار .
عراق
، دوگاه ، حسینی ارباب بیت النطف و
و
لازمیات آنها بیت المسیر .
به
اعتبار گروه های نژادی و ساحه ی زیست :
چون
هریک از گروه های نژادی در ساحه ی ویژه یی زنده گی می کرده اند ؛
که طبعاً دارای فرهنگ ، ذوق و سلیقه ی متمایز از دیگران بوده اند ؛
ازینرو بر مبنای عادت ؛ بیشتر بر آنچی توجه مبذول می دارند که حواس
شان در طول عمر به وسیله ی آن تربیت یافته و با آن خو گرفته است .
پس در بخش موسیقی نیز مردم هر منطقه به مقام هایی زیادتر علاقه می
گیرند که همیشه برای شان تکرار شده و گوش های شان با آن آشنا باشد
. پس به این اعتبار گفته اند که مقام ها و لواحق زیرین آنها را در
مجالس مردمان ذیل باید خواند تا مایه ی لذت و خوشی بیشتر گردد :
مقامات
باشنده گان
چهارگاه مردم
هند
نوا
مردم روم
مخالف
مردم خراسان
نوا ،
بزرگ و حزان عربان و رومیان
همایون ، نهفت و زنگوله هندوان
حجاز
، عجم ، نوروز اصل ،
رکب .
ایکیات
ترکان
دوگاه
و حسینی گیلانیان
بیات
، ایکیات و رکب صحرانشینان
مایه
، نوروزخارا ، ماهور ،
گردانیه ، عراق ؛ نهفت و زابل اکراد
به
اعتبار جنس و سن :
شهناز
، حسینی و دوگاه زنان
یسته
نگار ، سه گاه ،
پسران و
نهفت
و همایون دختران
نهاوندک ، ئوگاه و سپهری کودکان
سه
گاه و حجاز کهنسالان
به
اعتبار اصناف اجتماعی :
نوروز
عرب ، رهاوی و زنگوله درویشان
حسینی
، نوروزخارا ، رکب و ماهور. فاسقان و بدنفسان
نیریز
، سه گاه ، گردانیه ، و عشاق بدکاره ها.
بوسلیک ، کوچک ، عشیران مصروعان و دیوانه گان
عراق
، حسینی ، زنگوله ، بوسلیک ،
عشلق
، مایه و مبرقع
بیماران
زنگوله و نیریز جاهلان
به
همین ترتیب دانشمندان قدیم برای مقامات اثرات شفابخش نیز قایل بوده
، هریک را برای مداوای بیماری ویژه یی مثمر میدانسته اند ، چنانچه
رساله ی موسیقی خواجه عبدالرحمن غزنوی ئر همین مورد و به صورت
اختصاصی به رشته ی تحریر درآمده و در رسالات دیگر از جمله در
ملحقات کرامت مجرای دوره ی سفره چین با سفره چی درین مورد به نفصیل
بحث صورت گرفته و چنین آمده است که : « مقام راست جهت مفلوج نفع
دارد ؛ اصفهان شفأ میدهد امراض سرد و خشک را . عراق جهت مزاج گرم و
خفقان نافع است . کوچک نفع میدهد درد و تپیدن دل را . مقام بزرگ می
نشاند پیچش را و دوا میکند روده را ؛ اگر سبب کرمی باشد و صاف
میکند دهن را . حجاز نفع می دهد درد پهلو را ؛ می گشاید درد گوش را
؛ برانگیزاند باه را . بوسلیک فایده میکند درد سرین را ؛ به اصلاح
می آورد فکر فاسده را ؛ خوش می دارد خازر را . مقام حسینی دفع
میکند حرارت بدن را و تبی که شدید باشد . مقام زنگوله مفید است
برای خناق و بسته گی دل و خون فاسد ؛ جلأ می دهد خون را صاف می کند
گرده را . مقام رهاوی فایده می بخشد لقوه و قولنج را . » ۴
آنوریکه بزرگان گفته اند : این نامه سر دراز دارد و به همین
یادآوری ها و اشارات مختصر اکتفأ نموده ؛ می پردازیم به اصل مطلب .
در میان کلیات های گوناگونی که بدسترس این قلم قرار گرفته ؛ یکی هم
کلیاتیست در وقت خوانش مقامات و اثرات آن ها که در رساله موسیقی
خواجه عبدالرحمن غزنوی آمده و چنین متنی دارد :
بخوان
عشاق را در روز مجبور شوی چون از وصال دوست مهجور
بـه
وقت استوا گر راست خوانی شـوی مـشهـور انـدر خـوش
بــتــانی
بخوان
از بعد خفتن؛ شب به آواز بـزرگ ؛ ای عنـدلیب نغمه پرداز
بــراق خـود فـــراز عــرش رانـد چو قـرآن در رهاوی صبح
خواند
نــمـاز خـفتـنـت گـردد نـکو حـال اگـر خوانی حجاز ای نیک
افعال
اگـر
در نــم شـب خـوانـی نـوا را گــشـایـی جــمــله درهای سمأ
را
چـو
بـرخـوانـی حسینی اول روز جهان گیری چو مهر عالم افروز
کـجـا
مـاند نـمـاز دیگـرش هوش کسی کو بوسلیک آیدش در گوش
اگر
خوانی صفاهان در سحرگاه شـوی از جمتلـه ی اســرار آگـاه
اگر
زنگوله را خوانی تو در شام شـود شـام تو همچون روز پدرام
شفـا
یابد ز کـوچـک در نـیـــازش چـو خـوانـی در میان دو نمازش
روی
بر آسمان ؛ گردی چو ماهی اگر خوانی عـراقی ؛ چاشتگاهی
Back Next
|