کليات آوازه ها و مقامات موسيقی

بخشِ پنجم

داکتر اسدالله شعور

 

کلیات 

                      

 

آوازها ومقامات

              

 

 

    بدانگونه یی که پیش ازین نیز یاد کردیم ؛ دانشمندان گفته اند که آوازه ها ترکیباتی اند از مقاماتِ دوازده گانه ؛ به ترتیبی که از امتزاجِ نغماتِ پایینی یک مقام با نغماتِ بالایی مقامی دیگر، ترکیبِ جدیدی آفریده و آن را آوازه نامیده اند. چون تعداد مقامات دوازده اند ؛ پس از روی منطق تعدادِ آوازه ها باید شش باشد که چنین نیز هست و در  دومین برخِ بخشِ دوم با اسامی آنها آشنا گردیدید. درین قسمت کلیات هایی را به شناسایی می گیریم که در آنها نامهای آوازه ها و مقامات هردو باهم یاد گردیده و حتی در برخی از آنها نحوه ی ترکیبِ هریک ازین آوازه ها نیز ذکر یافته اند.

   دانشمندان گفته اند که آوازه ی سلمک از بمی اصفهان و زیری زنگوله پدید آمده، و آوازه ی گردانیه از بمی عشاق زیری راست؛ آوازه ی نوروز که آنرا برای تفریق از نوروزِ عرب و نوروزِ عجم و همچنان نوروز یا نیریزِ صغیر و کبیر،  نوروزِ اصل نیز خوانده اند ، و خواجه عبدالرحمانِ غزنوی آنرا به صورتِ نوروزِ خارا ثبت نموده است ؛ از زیری مقامِ بوسلیک و بمی مقامِ حسینی گرفته اند . و به همینترتیب ؛ آوازه ی گووشت را از بمی مقامِ حجاز و زیری مقام نوا ؛ مایه را از بمی مقامِ عراق و زیری کوچک و شهناز را از بمی بزرگ و زیری رهاوی استخراج نموئه اند . چنانچه شاعری درین زمینه گفته است :

 

تا که سلمک را بلند آواز شد

 اصفهان ؛ زنگوله را دمساز شد 

دورِ گردانیه از ناراستی 

کرد با عشاق میلِ راستی                                             

 تا مرا نوروزِ اصل آوازه شد                                         

بوسلیک آمد ؛ حسینی تازه شد                                      

هر صدایی کز گوششت آمد برون                                  

شد حـجـاز انـدر نوایـش رهـنمون                                  

از میه صد ناله و زاری شنید                                      

تا به کوچک از عراق آمد نوید                                    

        ناله ی شهنازم از ئل غم زدود 

         از بزرگ و از رهاوی رو نمود

 

در ملحقاتِ یکی از نسخِ رساله ی سلطانیه ی مولانا نجم الدین کوکبی کلیاتِ زیرین درج است که شرحِ آن پیش ازین از نظرِ خواننده ی گرامی گذشت . و همین کلیاتِ زیبای شش آوازه و دوازده مقام اوست که تاْثیرِ عظیمی در جنبشِ کلیات سرایی پاردریا و خراسان گذاشته ، مدتِ دوصد سالِ دیگر این ژنرِ آوازی و شعری را زنده و در تداول نگه داشت. و آن اینست :

 

ز راهِ راست گر آهنگ میکنی به حجاز

ز اصفهان گذری جانبِ عراق انداز

به ناقه زنگوله در پرده ی رهاوی بند

به بوسلیک حسینی صفت برآر آواز

مشو بزرگ ؛ ز راهِ نیاز کوچک شو

دران میانه به عشاقِ بی نوا پرداز

گووشت و مایه و گردانیه چو برخوانی

نواز پرده ی نوروز و سلمک  و شهناز

به گوشِ جان شنو از کوکبی که کرد بیان

به چار بیت ؛ ده و دو مقام و شش آواز

 

کلیاتِ دیگرِ آوازه ها و مقامات مربوطِ هر یک که در بهجت الروح آمده و پس از آن نیز در رسایل بسیارِ دیگری تکرار یافته است ؛ کلیات شش بیتی زیرین است که از لحاظِ وزنِ شعری و اسلوبِ بیان همانندِ کلیاتِ مقامات و شعبه های آن میباشد که به کوکبی نیز نسبت داده شده ؛ ازینرو میتوان گمان برد که شاید این شش بیت نیز جزئی از همان منظومه باشد که در اصل معرفِ دوازده مقام ، شش آوازه ، و بیست و چهار شعبه بوده است و آن اینست :

 

شش آوازست و در هرجاست ، هریک

در اسپاهان و زنگوله ست ، سلمک

چو با عشاق گردد راست همدل

شود گردانیه زین هردو حاصل

دو چشممم بوسلیک است و حسینی

بود نوروزِ اصلم زین دو معنی

حجاز آمد که همدم شد نوا را

گووشت از هردو گردید آشکارا

عراق و کوچک آمد اصلِ مایه

چی روح افزاست یارب وصلِ مایه

بزرگست و رهاوی اصلِ شهناز

شدم با خامشی منبعد دمساز

 

4 ـ کلیاتِ مقامات و شعباتِ مربوزِ هریک :

 

          شعبه ها در نظامِ موسیقی خراسان در سومین مرتبه قرار دارند. هرچند قدمأ در ابتدأ آوازه ها را شعبه می خواندند ؛ ولی با انکشافِ نظامِ موسیقی و شریک شدنِ ملل گوناگونِ جهانِ اسلام ، اعم از اعراب ، ترکانِ شرقی ، ترکانِ غربی ، مسلمانانِ سندی ، هندی ، پنجابی ، کشمیری ، کرد ها  و حتی مللِ شمالِ افریقا و بسا اقوام و طوایفِ دیگر در نظامِ موسیقی خراسانی الاصل ، این سیستم ؛ ئچارِ تحول ، تغییر ، انکشاف و ارتقأ  گردیده ؛ دانشمندانِ موسیقی طبقه ی دیگری به نام شعبه درین نطام افزودند ؛ و شش شعبه ی پیشین را آوازه نام نهادند.

          در نظامِ موسیقی ما اکنون بیست و چهار شعبه وجود دارد ؛ چنانچه دو دانشمندِ برجسته ی افغانستان مولانا نورالدین عبدالرحمان جامی و مولانا کمال الدین علی بنایی در رسالاتِ موسیقی شان به اتفاق نوشته اند که شعبه های مقامات ، عبارت اند از :  دوگاه ، سه گاه ، چارگاه ، پنجگاه ، عشیرا ، نوروز عرب ، ماهور ، نوروزِ خارا ، نوروزِ بیاتی ، حصار ، نهفت ، عزال ، اوج ، نیریز ، مبرقع ، رکب ، صبا ، همایون ، زاولی ، اصفهانک یا روی عراق ، بسته نگار ، نهاوند ، جوزی و محیر.

          مولانا علی بنایی صرف مقام جوزی را که به ولایت جوزجان و یا جوزون (جوزگون) مرکز ولایت تاریخی بدخشان افغانستان منسوب است , خوزی نوشته است .این اسامی شعبات با نامهای شعبه هایی که در رساله ی ادوارِ صفی الدین عبدالمؤمن بلخی شهرت داده شده به ارموی و به تعبیتِ آن در جامع الالحان و مثاصدالالحان عبدالقادر گوینده آمده است ؛ کاملاٌ انطباق دارد و معلوم می شود که تا این زمان , مکتبِ صفی الدین تا قلبِ خراسانِ بزرگ انتشار یافته و جاگزینِ مکتبِ سنتی خراسان گردیده بود ؛ ولی باآنهم اسامی محلی مقامات از بین نرفته برخی از مقام ها , شعب و گوشه ها در جاهای مختلف به نامهای گوناگون یاد می گردیدتد ؛ چنانچه در همین دوران شعباتی در بینِ اهل عملِ شهر هرات رایج بوده که با آنچه جامی و بنایی نوشته اند دارای تفاوت های مشهودی اند ؛ نظیر اسامی شعباتی که در رساله ی موسیقی استاد شاه محمد دلدوز هروی آمده است که معاصرِ آن دو دانشمند بوده است. درین رساله از اسامی نوروزِ خارا , بسته نگار , نهاوند و جوزی یا خوری سراغی نمیتوان یافت ؛ بلکه به جای آنها اسامی نیشاپورک , نوروز , عجم و مغلوب به کار رفته است و در پهلوی آن مقامات عشیرا , که عشیران نیز گویند ؛ به شکلِ عشیرانک ، زاولی به صورتِ زابل ، و نوروزِ بیاتی در هیأتِ بیاتی ذکر یافته اند. همچنان در همین روزگار اهلِ عمل بخارا و عموماٌ پار دریا ، به جای اسامی پنجگاه ، مبرقع ، بسته نگار ، نهاوند و جوزی نامهای مغلوب ، نشاپورک ، زیرافگن و عجم را به کار می برده اند.

          مؤلفینِ برخی از رسایلِ موسیقی نیز درین زمینه اشاراتی داشته ، و تفاوت های اسامی ویا محل های شعبات را قید کرده اند ؛ چنانچه ابوالوفای سفره چی در رساله ی کرامتِ مجرای خویش که در سالیانِ آغازینِ سده ی یازدهمِ هجری برای علیقلی خان حاکمِ هراتِ افغانستان و یا علیقلی خان حاکمِ جونپورِ هند تألیف نموده ؛ نوشته است : « در اسمِ بعضی از مقامات اختلاف واقع است ، چنانچه کوچک را زیرافگن و رهاوی را بسته نگار نیز گویند ، و بعضی حسینی را ریزکش و زنگوله را نهاند می دانند ؛ ... بعضی بسته نگار ، زیرکش ، نهاوند و حجازِ ترک را از ترکیباتِ بیست و چهار شعبه می دانند.»

          حسنِ کاشی نیز سه صد سال پیش از آن در کنزالتحف به این تفاوت ها اشاره نموده و نوشته بود که : « دوگاه را در خراسان سپهری گویند. زنگوله را در بخارا نهاوند نامند ؛ نوا را در روم باحور خوانند و اصفهان را در عراق مخالف گویند» . چون هدفِ ما در مبحثِ حاضر صرف یادآوری این مطلب است نه تحقیقِ جدی در موردِ تفاوت ها ؛ پس به همین اشارات بسنده کرده می پردازیم به دنباله ی مطلبِ اصلی.

          در اغلب رساله های موسیقی ارتباط هر دو شعبه را با یک مقام که نخستین از بمی (پستی) و دومی از زیری (بلندی) آن برخاسته است ؛ معرفی می کنند ؛ چنانچه در کلیاتِ زیرین شعباتِ نامبرده شده ی پس از هر مقام ؛ ازنغماتِ فرازی همان مقام برگرفته شده اند و شعباتِ دومین ، همه از نغماتِ فرودی آنها. چون این کلیات خود بازگوینده ی این مطلب است ؛ از شرح و تفصیل بیشتر می گذریم .

          این کلیات که مانندِ نمونه ی کلیاتِ مقام ها و شعباتِ یاد شده در فصلِ دوم ؛ به سببِ ذکرِ سلسله ی مراتبِ مقامات و شعبه ها ی آنها بر بنیادِ مکتبِ موسیقی خراسانی پیش از صفی الدینِ بلخی (شهرت داده شده به ارموی) است ؛ یکی از کلیات های بسیار کهنِ نظمِ دری شمرده می شود ؛ چنین است :

 

راست خوان و راست رو ای مردِ راه

هم مبرقع باید و هم پنجگاه

رو به اصفاهان که یابی ای پسر

تو ز نوروز و نشاپورک خبر

در عراقم دشمنان منکوب شد

تا مخالف پیشِ من مغلوب شد

آنکه گوهر های کوچک سفته اند

شعبه اش رکب و بیاتی گفته اند

از بزرگ آخر گلِ بختم شگفت

تا شنیدم از همایون در نهفت

حاجیان را گم شد آهنگِ حجاز

تا سه گاه آمد حصارِ اهلِ ساز

بوسلیک آهنگ ساز ای نیکنام!

از عشیران تا صبا آرد پیام

ناله ی عشاق تا دریافته

زاول از اوجِ محبت تافته

از حسینی تا حدیثی خوانده ام

در دوگاهِ دل محیر مانده ام

نغمه ی زنگوله کاهلِ حال خواند

چارگاه از پرده ی عزال خواند

از نوا ، نوروزِ خارا دور نیست

گوشه یی نیکوتر از ماهور نیست

از رهاوی پیشِ اربابِ نغم

شد دو نوروز ؛ این عرب ، آن یک عجم

 

کلیات دیگری که صورتِ کاملِ آنرا پیش ازین آورده ایم ؛ همانست که برخی به کوکبی منسوبش داشته اند و ما دلایلِ عدم این انتساب را پیشتر برشمردیم ؛ چون این کلیات به شکلِ ناقص و اختصار شده ی آن در اغلب رسالاتِ موسیقی تألیف شده ی بعد از سده ی نهمِ هجری در سرتاسرِ قلمروِ زبان و فرهنگِ دری نقل گردیده است ؛ صورتِ کاملِ آنرا به نقل از زمزمه ی وحدتِ باقیای نایینی و با مقابله با چندین نسخه ی دیگرِ آن ؛ به عنوان مثالِ کلیات های مقامات و شعبه های مربوط به آنها ؛ به تکرار می آوریم :

 

دمی بشنو ز من ای مردِ هشیار !

دو شعبه هر مقامی راست ناچار

مقامِ راست گنجِ رنجکاه است

مبرقع لازمش با پنجگاه است

حسینی کز مقاماتست برتر

دوگاه آمد قرینش با محیر

عراق عشرت افزأ هست مطلوب

گهی روی مخالف ؛ گاه مغلوب

ز اسپاهان کسی کو گردد آگاه

به نیریز و نشاپورک برد راه

پس از زنگوله اندر نغمه قوال

نماید چارگاه ، آنگاه عزال

چو سازی نغمه ی عشاق را ساز

نغم در زابل و در اوج انداز

نوا کز وی فتد اندر جهان شور

بود نوروزِخارا اصل و ماهور

حجاز آمد یکی نخلِ ثمردار

سه گاهست و حصار آن نخل را بار

نوای بوسلیک از پرده ی راز

عشیران و صبا را داده آواز

رهاوی شد به نوروز عرب رام

به نوروزِ عجم برد از دل آرام

بزرگ آمد چو چنگِ ساز کرده

همایون و نهفت از وی دو پرده

مقامِ کوچک ار دانی ؛ توانی

که در رکب و بیاتی بیت خوانی

دو فرع از بهرِ هر اصلی بیان یافت

کنون باید به تدبیرش عنان تافت

حضیضی هست با هر اصل و اوجی

چو دریا کش بود قعری و موجی

حضیضش فرعِ اول را بود جای

بوئ فرع دوم را اصل ماوای

بدین ترتیب تا آخر نوشتم

بری بردار از تخمی که کشتم

 

          پیش از ظهور کلیات های شعبه ها ؛ اسامی این مرتبه ی مقاماتِ موسیقی بسیار درهم و برهم و پر از نمودهای متعدد محلی و منطقوی بود ؛ چنانچه اسامی شعباتی را که علی جرجانی (گرگانی) در شرحِ ادوار ذکر نموده ، با نام های شعباتِ موردِ بحثِ ما بیش از هشتاد در صد تفاوت دارد ؛ و در پهلوی آن او تعدادِ شعبات را سی و دو وانمود کرده نه بیست و چهار. که بدین قرار اند : صبا ، عذرا ، دوستکانه ، معشوق ، خوشسرا ، خزان ( نه حٌزان) ، نوبهار ، وصال ، گلستان ، غمزده (نه غمزدا) ، مهرگان ، دلگشا ، بوستان ، زنگوله ، مجلس افروز ، نسیم ، جانفزأ ، محیر ، حجازی ، زنده رود ، عراق ، زیرافگند ، کوچک ، مزدگانی (که حتماٌ مژده گانی خواهد بود) ، نهفت ، اصفهانک ، غزال (نه عزال) ، وامق ، نوروزِ عرب ، ماهوری ، فرخ ، بیضأ  و خضرأ ؛ ولی پس از تعمیم و به شهرت رسیدنِ کلیات های منظوم ؛ نامهای شعبات و گوشه های موسیقی تا حدودِ قابلِ توجهی ثابت باقی مانده ، صرف با تحولِ کلی و تقریباٌ همزمانِِ نطامِ موسیقی کشور های دری زبان طی دو ، سه صد سالِ اخیر با نظامِ قراردادی آن ثابت مانده بود. پس میتوان گفت که ژنر کلیات در ثباتِ نظامِ موسیقی خراسانی در کشور های دری زبان خدمتِ به سزایی انجام داده است-

BackNext

 استفاده از مطالب اندیشة نو باذکر منبع مجازاست © ۲٠٠۴-۲٠٠۶