کليات در موسيقی و ادب دری

داکتر اسدالله شعور

                                          

       

کليات در موسيقی وادب دری

            5 

      کلیات شعبات و گوشه های مربوط هریک

گوشه، چهارمین و آخرین طبقه ی لواحق و یا فروعاتِ مقامات اند که در مقایسه با نظام موسیقی هند آنها را با پُتَر ها یعنی پسران راگ ها برابر میدانند. در نظام موسیقی خراسان زمین به همان گونه یی که هر مقام دارای دو شعبه بود، هر شعبه نیز دارای دو گوشه است.

در آثار موسیقی با معلومات در بارة گوشه ها کمتر بر مبخوریم. حتی آثار معتبر موسیقی، اغلب سیاهة اسامی گوشه ها را نیز به دست نداده اند و آنهایی که فهرست این نامها را ذکر نموده اند، با اسامی مذکور در رسالات مماثل دارای تفاوت های بسیار جدی هستند، مانند نامهای گوشه های یاد شده در دایرة مقاماتِ بهجت الروح ص ٩٣ و فهرست مماثلش در زمزمة وحدتِ باقیای ناییی ( تصیحح نگارنده ص ٨٨ ) یگانه کلیاتی که حاوی سیاهه اسامی گوشه است، سرودة مولانا حسن کوکبی حصاری شاگرد نجم الدین کوکبیست که از برکت زمزمة وحدت به روزگار ما رسید و چنین است:

آنکه دوگاهم غمِ دیرینه برد

دو ز بیاتی، چی ز ترک و چی کرد

هر کی فتد سویِ سه گاهش گذار

هست سرافراز چو بسته نگار

نالة عشرت اثرِ چارگاه

برده در آن مالف و حیران پناه

هر گی کند زمزمة پنجگاه

سویِ سماوی و مگان برده راه

تا ز نشاپور دلم بند شد

دابه بر آهنگِ نهاوند شد

شعبة رکبم که بود حرزِ جان

داده قریب و ایکیاتم نشان

نیست محیر چو مقرر شده

گوشة اوجش رُخ ِ دلبر شده

نالة ماهور به ما آشناست

گوشة نیریزِ کبیر و صفاست

چیده بیاتی ز صدا ها بساط

از اثرِ عیشِ بهار و نشاط

شیشة نوروز ز خارا شکست

دل به گلستانِ وهایی چو بست

برقع اش از روی مبرقع کشید

حجت و ذوالخمس چو در پرده دید

بلبلِ زابل چی خوش الحان شده

گوشة آن شهری و خُران شده

نالة مغلوب وصالِ منست

معتدل و اوجِ کمالِ منست

نغمة نیزیر خوش و دلکش است

زانکه جمالی و غزالی وش است

تا به خروش آمده رازِ نهفت

سیرت و اسواره به هم گشت جفت

بادِ صبا تا که سحر خیز شد

روح فزأ و طرب انگیز شد

گر به عشیران شده یی بی نیاز

با عربان و متعدی بساز

و به همایون شده یی آشنا

اصلی و ضامن بشناس از صدا

نغمة عُزال چی آیان بود

همچو اسیران و خیالان بود

مطرب نوروزِ عرب دلرباست

زانکه غریبان صفت و غمزداست

هست به نوروزِ عجم طبع رام

معنوی و بحرِ کمالش مقام

مرغِ نواساز حصار از فغان

داده به رازی و مناجات جان

حسنِ مخالف چو نموده جمال

برده دل از پهلوی و اعتدال

اوج از آنر نه پذیرد زوال

کز همه جا برده نگار وصال

کلیات مرکب

 ( مقامات، شعبات و آوازه ها )

 

در نسخ خطی دایر بر موسیقی با کلیات های نیز برمیخوریم که جامع اسامی مقامات، آوازه ها و شعبات اند و ممکن است برخی از آنها برای سرایش در کلیات های آوازی کل النغم سروده شده باشند. بعضِ آنها نیز فقط برای آموزشِ نظری شاگردان و علاقمندان موسیقی. شاید با جستار بیشتر و جدی تر بتوان به کلیات های مرکب تر از این نیز دست یافت که حاوی گوشه ها، ضروب و دیگر اصول و قواعد موسیقی نیز باشد. چنانچه در کلیات زیرین در پهلوی یاد آوری اساسی مقامات، شعب و آواز ها، انتساب مقامات به بروج فلکی دوازده گانه و ماه های سال که بدانها مرتبط اند، نغمات و یا سُرهای آغازین هر مقام که موسیقی دانان سبکِ هندی ما آن را سُر گِرِه میخوانند و بالاخره ترکیب آوازه ها همه باهم بصورت هنرمندانه یی باز شناسانده می شوند. این کلیات ها به سبب مرکب بودن بیش از حدِ آن شاید قابلیت خوانش در کلیاتِ آوازی را نداشته باشد. از اینرو میتوان گفت که این یکی از کلیات های ادبی بوده در خدمت آموزش نظری موسیقی تا به امروز میتواند موردِ استفاده باشد.

سرایندة کلیاتِ موردِ بحث که یکی از قدیمیترین نمونه های این ژانر بوده و در بهجت الروحِ عبدالمومن صفی الدین هروی ثبت گردیده است، خود را سالکِ ادوار  « در برخی نسخ سالکِ اطوار » خوانده است. آنچه در اثر یاد شده آمده است سی و هفت بیت است، ولی در مجموعه یی که داکتر عسکر رجبی به نام کوکبی بخارایی انتشار داده اند، به نقل از کدام نسخة موجود در کتابخانه های پاردریا که مأخذ آن آن نشان داده نشده است، یازده بیتی را آورده است که کلیات اسامی مقامات و انتسابِ آنها به ماه های دوازده گانه است، چون اسامی این ابیات به عین وزن، شیوه و سبکِ کلیات یاده شده است، به احتمال قوی در اصل جزیی از همین کلیات است که در پهلوی دیگر مطالب نغماتِ آغازین مقام ها را نیز یاد میکند، از اینرو بیت های متذکره را به تکرار در این کلیات میافزاییم تا نمونة کاملتری از کلیات های مرکب داشته باشیم. بدینترتیب از مدغم سازی این دو بخش چنین متنی بدست می آید:

 

مقام ها و ارتباط آنها با بروجِ دوازده گانه

 

حمل را مو به مو هر گه بدانی

رهاوی را ز هشتم نغمه خوانی

ز هشتم نغمه آید زِنگله باز

که دارد او ز شاخِ ثور آواز

به جوزا گر کمر بندی به خدمت

ز نه نغمه ز وی آید بزرگت

اسد هر گاه شود در ناله مشتاق

ز هشتم نغمه اش دانی تو عشاق

شده تا سنبله بر برج پیدا

ز نه نغمه شده کوچک هویدا

ز هشتم نغمه آمد راست بیرون

نه کم آمد ز میزان و نه افزون

به عقرب زهره چون گردید واصل

حجاز آمد ز هشتم نغمه حاصل

عراق آمد ز نه نغمه به مضراب

ز قوس آمد برون چون تیرِ پرتاب

به جدی باشی اگر ای دل شریکش

به هشتم نغمه دانی بو سلیکش

به سویِ دلو اگر خوانی تو ما را

ز هشتم نغمه می دانی نوا را

به سوی دلو اگر خوانی تو ما را

ز هشتم نغمه می دانی نوا را

ز نه نغمه سپاهان را بداند

کسی حوت را از ما بخواند ۱

 

مقام ها و شعبه های هریک

 

رهاوی شد مقام و شعبة او

تو نوروزِ عرب را و عجم گو

ز نوروزِ عرب گر نغمه جویی

عجم را نیز از شش نغمه گویی

حسینی شد مقامِ نیک اختر

زدل آمد دوگاه و هم محیر

دوگاه آمد، دو نغمه گر بدانی

مٌحیر را ز هشتم نغمه خوانی

تو هر گه در مقامِ راست پویی

مَبرقَع، پنچگاه از وی بجویی

مبرقع چون ز هشتم نغمه ساز

ز پنجم نغمه آمد پنجگه باز

مقام آمد حجاز اندر عبارت

ز وی آمد سه گاه و هم حصارت

سه نغمه شد سه گاه از مردِ آگاه

حصارآمد زهشتم نغمه آنگاه

بزرگ آمد مقام ای مردِ هشیار

همایون و نهفت از وی پدیدار

همایون شد ز هفتم نغمه حاصل

نهفت آنگه ز هشتم نغمه ای دل!

از آن کوچک مقامِ دلکش آمد

که هم رَکب  و بیاتی زان خوش آمد

چو رَکب آمد سه نغمة دل و جان!

بیاتی را ز پنجم نغمه می دان!

عراق ای دل مقامِ اشتیاق است

کزو مغلوب و هم روی عراق است

ز هشتم نغمه جو مغلوب ای یار

ز پنجم نغمه هم رو در عراق آر

چو اصفاهان مقامی نیست ای جان!

نیریز و نشاپورک از آن دان!

شود حاصل ز پنجم نغمه نیریز

ز شش نغمه نشاپورک بود نیز

نوا آمد مقام و هست مشعور

ز وی نوروزِ خارا دان و ماهور

ز پنجم نغمه اش نوروزِ خاراست

هم از شش نغمه ماهور آشکاراست

مقامِ نو گر از عشاق خیزد

ز وی هم زاول و هم اوج زاید

بود زاول ز سه نغمه هویدا

ز هشتم نغمه شد هم اوج پیدا

چو زنگوله مقام آمد به هر حال

ز وی تو چارگه می دان و عُزال

ز چارم نغمه آمد چارگاهم

ز پنجم نغمه دان عُزال را هم

مقامِ بوسلیک ای وفا جوی

ز وی آمد عشیران و صبا گوی

صبا را ز ده نغمه بیاری

صبا را هم ز پنجم نغمه آری

 

 

آوازه ها

 

تو را سلمک یکی آوازه ای یار!

ز اصفاهان و زنگوله برون آز!

اگر سلمک تو خواهی کرد پیدا

کنی از یازده نغمه هویدا

دگر گردانیه ای روزافزون!

ز عشاق آمد و از راست بیرون

اگر نوروزِ می خواهی که بینی

بجوی از بوسلیک و از حسینی

بدان نوروز را ای مرد هشیار

که می آید ز چارم نغمه هشدار

اگر جویی گووشت از مهر و ماه هم

بیابی از حجاز و از نو هم

ازینها  گر گووشت از بر نمایم

ز نه نغمه بیابی جانفزایم!

به مایه هز گی را شد اشتیاقش

بدید از کوچک و هم از عراقش

ترا گر میلِ مایه هست دریاب!

ز پنجم نغمه می آید به مضراب

اگر شهناز می خواهی ز راوی

بجویش از بزرگ و از رهاوی

ترا شهناز در چنگ و چغانه

ز شش نغمه ناید ای یگانه

سباقِ سالکِ ادوار هشدار

ز هر دو، دو مقام، آوازه یی آر! ٢

نمونة دیگری از کلیات های مرکب همان کلیات معروفی است که در موردِ آن به تفصیل سخن گفته ایم، زیرا قطعة مذکور گذشته از اینکه حاوی مقامات و شعبِ موسیقیست، به باور این قلم کلیات آوازه ها به مطلع زیرین نیز باید جزِء از ان باشد:

شش آوازه ست و درهر جاست، هریک

در اسپاهان و زنگوله ست سلمک

به علت آنکه این شش بیت نیز از نظرِ زبان، سبک و وزن شعر عیناً همانندِ کلیات نسبت داده شده به کوکبی میباشد. چون هر دو بخش یاد شده در فصل های دیگر این رساله آمده اند، از اینرو از تکرار آن گذشته به همین یادآوری مختصر بسنده میکنیم. علاقمندان میتوانند برای مطالعه هر دو قسمت یاد شده به بخش سوم « ص ٤٦ ٤٨ » و برخ سوم ِ بخش پنجم « صف ٨٨ » مراجعه نمایند.

 سرچشمه ها :

 

                 1.رجبوف ، عسکر علی ، رساله در بیان دوازده مقام، دوشنبه : عرفان . ۱٩٨٤. ص ٦٤

                 2. بهجت الروح. ص ٤٨- ٥2

 

کلیاتِ مقامات، شعبات و آوازه ها به ترتیب شَد

لفظ شَد در زبان عربی معانی متعددی دارد، ولی در مباعث موسیقی هم معادلِ واژة مقام به کار رفته و نیز به معنای رشتة مرواریدِ مشدودالطرفین و به این اعتبار در هر دو زبان عربی و دری منطبق با مفهومِ لغوی راگ مالای هندیست که قرینه معادل کلیاتِ موردِ بحث ما میباشد. و اما در آثارِ موسیقی گذشته گان به زبان دری لفظ شَد به مفاهیم ویژة دیگری نیز کاربرد داشته است. از جمله این واژه معادل اصطلاح تات « تهاته» در موسیقی هندی استفاده میشده که کوک نمودن ساز های تاری برای نواختنِ پیهمِ گروهی از راگ ها و ملحقاتِ آنها همچو راگنی، پتر و بهارجا های آن در ده طبقه یا تات تقسیم شده اند که در ابتدای سدة بیستم ویشو ناراین بهت کهندی نظامِ موجود موسیقی را بر بنیاد آنها استوار ساخت١، ولی در گشته چون اوتارِ زیرِ ساز های تاری را از ابریشم و اوتارِ بم را از رودة گوسفند می تافتند، بسیاری ازاین وتر ها قابلیتِ کش شدنِ شدید را نداشته و در نتیجه سازها در درجات پایین و متوسط کوک یعنی سُر شده میتوانستند، نه در درجات بسیار بلندی که وتر های سیمی امروزی قابلیتِ کشش را دارند، از اینرو نوازنده گان مجبور بودند که برای نواختن مقام ها و راگ های گوناگون به جای کش نمودن تارها، پرده بندی روی دستة ساز را تغییر دهند، که این عمل را در هندی تهاتهـ  کردن و در موسیقی خراسانی شَد می نامیدند. طوریکه از رسالة در عمل بین  و تهاتهـ راگ های هندی پیداست، در کشور هند همه راگ ها را در ده طبقه تقسیم نموده و برای نواختن هر یکِ آنها پرده بندی ساز را تغییر می دادند، ولی در موسیقی کلاسیکِ ما همه مقامات را در چهار طبقه تقسیم نموده اند که به شد های چهارگانه معروف اند و هر گروه مقامات و لواحق آنها بایددر یکی از این چهار مجموعه قرار گیرند تا نواختن آنها و همچنین گزار از یکی به دیگری آساین بوده و این انتقال به سببِ سازگاری و هماهنگی مقامات مربوط هر مجموعه در ذهن شنونده احساسِ تنافر ایجاد ننموده، لذتِ شنیدن مقام پیشتر را زایل نمی کند، بلکه آنرا با انتقال در مقام هماهنگ دیگر امتداد نیز می دهد. به همین اعتبار است که اصول ترتیبِ نواختن و یا به اجرا درآوردن مقامات را نیز شد نامیده اند، که بحث  حاضرة ما نیز در همین مورد است.

برافزاینده گان کارمتِ مجرای ابوالوفای دورة سفره چین به نقل از سایر رسایل کلاسیک قید نموده اند که شد چهار نوع است: شدِ راست یا یک گاه، شدِ دوگاه، شدِ مغلوب و شدِ چهارگاه یا اوج. و در تفصیل آن نگاشته اند که: « اول راست گویند و از آنجا به پنجگاه و از او به گردانیه و از آنجا به بوسلیک و از آنجا به پنجگاه عود نمایند. چون پنجگاه نمودند، سلمک بنمایند و از سلمک به اصفهان روند و از اصفهان به نیریز و باز به راست آمده، عشاق روند و از او به نوا برند و یک پرده داریم  به نهاوند و از نهاوند به ایکیات روند و از آنجا بیات بنمایند و از بیات یک پرده داریم به ماهور و به بیات روند و از آنجا به نوا آمده، عشاق بنمایند و بروند به نشاپورک و از آنجا به نوروزِ عرب و از او به بسته نگار و او به ماهور و از او به نشاپورک روند و باگشته به پنجگاه روند و راست شد کنند.

دوم دوگاه را بنمایند و از او به حصار رومند و از حصار دوگاه و حسینی روند از حسینی به عشیران و از عشیران به محیر آیند و کوچک بنمایند و از آنجا به بزرگ و از بزرگ به نوروزِ صبا برود و بلندی او گووشت است. گووشت بنمایند و از گووشت به نوروزِ خارا روند و از او به نوروزِ عجم و از او به نوروزِ عرب برود و به حسینی و دوگاه شد کنند که از جهت بزرگان، این علم ره چنین قرار داده اند.

شدِ سوم که مخالف بود باشد، پس چون مخالف شد کنند و از او به عراق آیند و از او به سه گاه و از او به مغلوب گردانیه و به عراق آیند و در مخالف شد کنند.

شُدِ چهارم که او را شدِ اوج گویند، و آن چهارگاه است. باید که اول چهارگاه شد کنند و از او به عُزال شوند و چون خواهند که به چهارگاه بیایند زنگوله بنمایند و به رکب بیایند و ازو به بیات و از بیات به عجم روند و از عجم  به نشاپورک و از او به عراق و از عراق به مخالف روند و از او به چهارگاه شد کنند.»٢

عبدالمومن صفی الدین هروی نیز در خاتمة بهجتِ الروح بیش از سه صد سال پیش از سفره چی از چهار نوع شد سخن رانده. آنها را با عناصر اربعه و جهاتِ چهارگانه منتسب میداند٣ ، ولی از دسته بندی مقامات به اندک تفاوت یاد کرده است. ولی مبحث مشابهی که در رسالة موسیقی امیر خانِ کوکبی گرچی مطربِ خاص دربارِ شاه حسین صفوی امده با آنچه در کرامتِ مجرا درج است، مطابقت کامل دارد. ٤

از این شرح و تفصیل به وضاحت درمی یابیم که منظور شد دقیقاً همان است که منشی عوضِ کامل خانی در رسالة در بیان عمل بین و تهاتهـ  راگ های هندی  در بازشناسی تات های ده گانه مروج درشمال هند به قلم درآورده است.4 چون این مطلب به قدر کامل روشن گردید، می پردازیم به مطلب اصلی.

در یکی از مجموعه های خطی بزرگی که در نیمة نخستِ سدة دوازدهم هجری کتابت یافته  و اکنون در کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران نگهداری میشود، در پهلوی چندین رساله در موسیقی، تاریخ و ادب، کلیاتی نیز درج است که سرایندة ناشناخته یی آنرا کلیات مرتبِ موزون نام نهاده است. در این کلیات اسامی مقامات و شعبه ها و آوازه ها به ترتیب شُد یا سلسلة اجرای آنها نام برده شده است.

با آنکه ترتیب مقامات یاد شده در این کلیات به سلسلة مراتبِ مقامات در شُد که در رسالات گوناگون موسیقی نظیر ملحقات کرامتِ مجرای ابوالوفای سفرچی که در بالا نقل گردید، برابر نمی نماید و معلوم نیست که چنین ترتیبِ مقامات در کدام مکتب و در کجا رایج بوده است، چون این منظومه یگانه نمونة چنین کلیات ها است که در اختیار نگارنده قرار دارد، بناً در اینجا به نقل آن پرداخته، پس از آن تفاوت های یاد شده ره مشخص خواهیم ساخت. کلیات یاد شده چنین است:

 

ای خوش الحان و ای خجسته کلام!

موسیقی را بدان و ده و دو مقام

هر مقامی دو شعبه همرة اوست

اولش پست، ثانی اوج ای دوست!

گر صبا را صباح برخوانی

بر رهی از همه پریشانی

اگرت ره مخالف است ای مرد

در عراقت مقام باید کرد!

سویِ مغلوب چون تو داری راه

باش ز آوازة گووشت آگاه

 

باش آگه ز شعبة خارا !

کوچک آنگه بخوان بزرگ آسا!

چون اسیرانِ سرفراز آید

واقفش شو! که دلنواز آید

در عجم چون تو بنگری یکسر

نیست جایی ز اصفهان بهتر

در بیاتی تو صوت برخوانی!

قول شهناز را نکو دانی

 

سویِ نیریز اگر گذار کنی

از نوا نالة هزار کنی

چون نهاوندک آوری به میان

شوری افتد از آن میان به جهان !

چون مبرقع به چنگ آوردی!

بایدت قولی راست در مردی!

به قوبوز پنجگاه را بنما!

معَ بسته نگارِ روح افزأ

 

از پی زابل ای به دانش طاق

پیش معشوقِ خود بخوان عشاق

باز آهنگ کن به نیشاپور!

با نی و عود و نغمة طنبور

بنما رکب را به آن قانون!

که بود بوسلیک ازو افزون

پس به ماهور جانفزأ بنگر

شوخ گردونیه را به چنگ آور

کرده یی ابتدأ تو چون به دوگاه

انتها هم به آن کن ای اعضأ

 طوری که از ساختار این کلیات برمیاید، منظور از سرایش ان تعلیم نظری موسیقی بوده است، زیرا چنین سروده یی در قالب کلیات های آوازی برابر امده نمیتواند و از طرف دیگر طوریکه پیشتر نیز یاد شد، محتوای این کلیات هم با نظام های موسیقی سنتی و نظریوی متأثر از مکتب صفی الدین بلخی، تفاوت دارد و هم با شیوة چهار نوع شُد معمول در میان اهل عمل دارای اختلاف است. بدینترتیب که اسامی صرف هار مقام با شعبات آنها در بندهای نخست، دوم ، سوم و ششم منطبق با ساختار نظام موسیقی بعد از سدة هفتم است، ولی اسامی مقامات و شعباتی که در بند های دیگر یاد شده اند با همدگر مطابقت ندارند، زیرا بجای همایون و نهفت که شعبات بزرگ اند اسامی ایکیات « که گوشة از شعبه رکب است » و سلمک « که نام اوازه ایست» آمده. دور از امکان مینماید که بیتی از میانة این دو بیت حذف شده باشد. به همین ترتیب شعباتِ رهاوی، نوروزِ عرب و نوروزِ عجم اند، سراینده به جای نوروزِ عجم صبا را ذکر نموده که نام شعبة نخستین مقام بوسلیک است. شعبات مقام کوچک تیز رکب و بیاتی اند، ولی در این کلیات خارا و اسیران خوانده شده اند که نخستین به شکل نوروز خارا شعبه یی از مقام نواست و دومی گوشه یی از شعبة عُزال. شعبات مقامِ اصفهان نیز نیریز  و نشاپورک اند، ولی به جای آنها عجم و بیاتی ذکر گردیده اند که نخستین بار به شکل نوروز عجم شعبة دوم مقامِ رهاویست و دومی نیز شعبة دوم مقام کوچک اینچنین شعباتِ مقام نوا نیز نوروزِ خارا  و ماهور است که دراین منظومه به عوض آنها نیریز و نهاوندک یاد شده اند که نخستین شعبة نخستین مقام اصفهان بوده و نهاوندک که در برخی از متون قدیمة دیگر نیز بکار رفته است، اگر همان نهاوند باشد، آن خود مقام زنگوله استکه در خراسان و پاردریا یا وراورد یه این نام خوانده میشده است. شعبه های عشاق نیز زابل و نیشاپور خوانده شده اند، در حالیکه دراصل باید زابل و اوج باشند، زیرا نیشاپور به صورتِ نیشاپورک شعبة دوم مقام اصفهان است. شعباتِ بوسلیک نیز عشیران و صباست. در حالیکه در این منظومه رکب و ماهور خوانده شده اند. رکب شعبة نخست مقام کوچک و ماهور شعبة دوم مقام نواست.

اسامی آوازه های مایه و نوروز اصل در این کلیات نیامده اند، ولی به جای آنها حجاز ترک و بسته نگار همچو اسامی اوازه های یاد گردیده اند. با آنکه کمبود ها و افتاده گی برخی از ابیات در این کلیات وضاحت دارند، ولی این عدم تطابق مقامات با شعباتی که در پی آنها ذکر یافته اند، شاید به علت متفاوت بودن سلسلة مراتب مقام در حالت شد یا اجرای عملی آنها باشد که در یکیاز مراکز فرهنگی خراسان بزرگ رایج بوده و بایست با تحقیق  و تفحصِ بیشتر بتوان آنرا دریافت.

کلیات دیگری که از این قبیل که در حواشی یا هامش یکی از نسخه های سلطانیه کوکبی درج است که نسخة آن از آن زیر شمارة 2/2739 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی ایران نگهداری میشود. چون نگارنده برای استفاده بیشتر از وقتِ کم بسیاری از مواد کتابخانه های تهران را به جای نقل برداری، روی نوار صوتی ضبط کرده بودم، با تاسف فراوان که کست این کلیات را که یادداشت های فراوان دیگری نیز در آن درج بود در بازجویی گمرک های فرودگاه های متعددِ مسیر راه بازگشت به کانادا از دست داده ام. این کلیات که در هفده بیت سروده شده است چنین مطلعی دارد:

ای برادر یک دو گاهی ساز کن

از حسینی پستییِ آغاز کن

 و مقطعِ آن نیز چنین است:

راست خواندن در بلندی مشکل است

پنجگاهی گر بخوانی حاصل است

BackNext

استفاده از مطالب اندیشة نو باذکر منبع مجاز است © ۲٠٠۴-۲٠٠۶