|
کلیات های ادبی
موجود که طی هشتصد سال گذشته توسط شعرای زبان دری و موسیقیدانان
ِ ما سروده شده اند؛ دارای قالب های ادبی گوناگون اَند؛ که عمده
ترین آنها اشکال غزل، قصیده و مثنویست که از جمله کلیات های سی
گانه ی این رساله ده کلیات در هیأت غزل، پنج کلیات به صورت قصیده
و پانزده کلیات در چارچوب مثنوی سروده شده اند.
با آنکه موضوع
اساسی نوع کلیات یکدست بوده، ژنر واحدی را تشکیل داده اند؛ ولی
این سروده ها از لحاظِ کاربرد جنبه های مختلفِ مقاماتِ موسیقی در
داخل نوع واحدِ خود به گونه های فرعی زیرین تقسیم میگردند:
1- کلیات مقامات.
2-
کلیات آوازه ها
3-
کلیات مقامات و آواز ها
الف-
کلیاتِ اسامیِ مقامات و آوازها.
ب – کلیات طریقه ی استخراجِ آواز ها از مقامات.
4- کلیات
مقامات و شعبه های مربوط به آن ها.
5- کلیات
اوقاتِ سرایش مقامات.
6- کلیات
انتساب مقامات به بروج دوازده گانه.
7- کلیات
ضرب ها.
8- کلیات
مرکب .
9- کلیات
خواصِ و تأثیرِ مقامات.
10- کلیات
انتساب مقامات به پیامبران.
هر چند جستار
نگارنده برای بازشناسی کلیات پژوهش بسیار جدی نبوده است و آنچه
توسط این قلم گرد آمده است ؛ نخست برحسب وظیفه یی بود که کمیته ی
احیای موسیقی ملی کشور در بین جوانان مهاجر افغانستان در شهر
تورنتوی کانادا به عهده ی این قلم گذاشته بودند؛ چون این منظومه
ها برای آشنایی نوجوانان و هنر مندان جوان غربتسرایِ غرب مفید به
نظررسید؛ در جریان پژوهش در مورد رسالات موسیقی دری دَرمورِد
موسیقی هندی از نسخِ خطی موجود در کتابخانه های انگلستان، هند،
پاکستان، ایران، تاجیکتان، اوزبیکستان، روسیه و افغانستان نقل
گردیده بود؛ ولی تلاش برای اصلاح حکم شتابزده یی که در مقالتِ
راگ مالا در نظم دری منتشره مجله ی دانش ارگان مرکزِ تحقیقاتِ
فارسی ایران و پاکستان در اسلام آباد؛ ازین قلم صدور یافته بود؛
باعثِ آن شد که این رساله از تدوین و تبویبِ مواد فراهم آمده
ظهور نماید؛ امیدست پژوهشگران جوان و متخصصِ این رشته، کار را
دنبال نموده آنرا بسر برسانند.
برخِ نخست
... کلیات اسامی دوازده مقام
:
کلیات مقامات قطعاتیست که در آنها صرف
اسامی دوازده مقام یاد گردیده اند. از آنجا ییکه موسیقي کلاسیکِ
خراسانی طی تقریباً هزارو پنجصد سال گذشته در سراسر جهانِ اسلامي
اشاعه و ترویج یافته است؛ نظام آن از یک طرف در درازنای تاریخ و
از سوی دیگر در پهنای جغرافیای این جهان دارای تفاوت هایي
گردیده؛ که عمده ترین آنها اختلاف در اسامي مقامات است؛ زیرا از
یک سو برخی از مقامات نامهای محلی پیدا کرده و از طرف دیگر
دانشمندان مناطق مختلف، یکی مقامی را در محلِ شعبه قرارداده و
دیگری شعبه را در جایِ مقام ویا مقام را در جای آواز آورده
وبرعکس آواز را در محل مقام برده؛ و به همین ترتیب است عوض نمودن
محل گوشه در شعبه و موقعیت شعبه در گوشه . بطور مثال اگر صرف
حوزه ی زبان دري این ساحه را در نظر بگیریم که بحثِ ما روی
موسیقی همین منطقه است؛ با مرورِ شتابانی در آثارِ موسیقي این
حوزه با ناهمگوني هایي برمیخوریم که ناشي از سلیقه های محلي
بوده، در موضوع واحدی اختلافاتِ جدی یی آفریده اند. بطور نمونه
در قدیمترین رساله ایکه اسامي مقامات را در کشور های دري زبان
بصورت کامل به دست داده؛ رساله ی موسیقي محمد نیشاپوریست که در
اواخر عهدِ غزنویان در شهر غزني برای
بهرامشاه غزنوي(512-547 هجری؛ 1118- 1152 م)
تدوین یافته است. مؤلف دانشمندِ این رساله، نام های مقامات را به
ترتیبِ زیرین یاد کرد ه است: راست، مخالفِ راست، عراق، مخالفک، حسینی،
راهوی، اصفهانی، ماده، بوسلیک، نوا، نهاوند و عشاق؛ 1
ولی نویسنده ی نامعلوم دیگری در حدود یکصد سال پس از محمد
نیشاپوری در نگاشته ی کوتاهش زیر عنوانِ المختصر المفید في بیان
الموسیقي و اصول و احکامه برای برخی ازین مقامات اسامي دومي نیز
ذکر نموده و سیاهه ی آنهارا چنین ارائه داده است: «
1- پرده ی راست. 2- پرده ی عراق. 3- پرده
ی مخالفک یعنی زیراگند. 4- پرده ی مخالف راست، یعنی اصفهان. 5-
پرده ی رهاوي. 6- پرده ی حسینی. 7- پرده ی نهاوند یعنی زنگله. 8-
پرده ی زیر افگندِ بزرگ. 9-
پرده ی عشاق. 10- پرده ی مایه. 11- پرده ی بوسلیک. 12- پرده ی
نوا»2
بازهم یکصد سال پس ازین نویسنده ی نا معلوم، صفی الدین
عبدالمؤمنِ بلخی (درگذشته ی 692 هجری) در رساله ی ادوارش مقامات
را چنین معرفی نموده است: «عشاق،
نوا، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، زیرافگند، بزرگ، زنگوله،
راهوی، حسینی و حجازی.» 3 و طوریکه
می بینیم در مکتبِ صفی الدین مقاماتِ مخالف راست، مخالفک، ماده
ونهاوند جزء مقامات نبوده؛ در عوض آنها مقام های زیرافگند، بزرگ،
زنگوله و حجازی آمده است. و از سوی دیگر او مقام عشاق را به جایِ
مقام راست که همان مقام یک گاهِ باستان زمان است، در مقامِ
نخستین قرارداده است. و در مقارنه با منبع دوم با آنکه نویسنده ی
آن اسامی دوگانه ی برخی از مقامات را به قسم مقایسه ای نیز
یادکرده است؛ باز هم مقام مایه ی آن در نظام صفی الدین حجازی شده
است. چون رساله ی الادوار در بغداد به نگارش در آمده است ؛ در آن
بیشتر موسیقي بخش عربِ جهان اسلام در محراق توجه مؤلف بوده،
اسامي مقامات نیز روی همین منظور بازتابنده نظامِ مروجِ موسیقي
در سر زمین های غربی جهان اسلامست؛ چنانچه عبدالقادرِ گوینده در
جامع الحان برای معرفي مقامات نوشته است: «ادوارِ مشهوره نزدِ
اعراب دوازده است، براین موجب:
عشاق، نوی، بوسلیک، حسیني، حجازی، راهوی، زنگوله، عراق، اصفهان،
زیرافگند، بزرگ»4 که این نظام بعد
از صفی الدین و بویژه بعد از شهرت یافتن آثارِ عبدالقادرِ گوینده
در خراسان زمین،پارس و پار دریا تا حدودِ زیادی جاگزین نظام اصیل
خراسانی گردیده مؤلفین بعدی به راه صفی الدین رفته اند، چنانچه
حضرت نورالدین عبدالرحمن جامی شاعر بزرگ هرات در عهد بایقرا در
رساله ی موسیقی اش این چنین بازشناسانده است:« عشاق، نوا،
بوسلیک، راست، حسینی، حجاز، راهوی، زنگوله، عراق، اصفهان،
زیرافگند، بزرگ»5 ومؤلفِ گرانقدر رساله ی در موسیقي که
شاعر نامور دیگر هرات در همان زمان است ؛ اعنی مولانا کمال الدین
علی بنایی، این نظام را عیناً مانند دیگران؛
عشاق، نوا، بوسلیک، راست، زنگوله، اصفهان، حسینی ، حجاز،
زیرافگند، راهوی، عراق، و بزرگ» 6
معرفی کرده که در اغلب رسالات بعدی نیز همین شیوه تعقیب گردیده
است؛ ولی برخی از رسالات مانندِ رساله ی موسیقي استاد شاه محمد
دلدوزِ هروی که معاصر جامی و بنایی بوده و رساله اش بیشتر بر
مبنای تجاربِ عملی خود مؤلف بعنوان یکی از استادان موسیقي آن عهد
متکی است ؛ نشان میدهد که عنعنه ی انتقال عملی و شفاهی نظام
موسیقي خراساني هم در آن زمان تأثیر کمی از مکتب صفی الدین بر
داشته و بیشتر بازتابنده ی نظام سنتی خودِ خراسان زمین بوده است؛
و این میرساند که در سر زمین های دری زبان، همزمان دو نظام
موسیقي در ترویج بوده است، یکی نظام سنتی که محمد نیشاپوری قبلاً
از آن یاد نموده بود و دیگری نظام صفی الدین؛ که نخستین بیشتر در
بین دست اندر کاران عملی موسیقي یعنی اهل طرب رایج بود و دومي
چون بنیادِ نوشتاری داشت در بین پژوهشگران و نظریه پردازان
موسیقي. از همینروست که حسنِ کاشانی شاعر، موسیقیدان و مؤلف سده
ی هشتم در کنزالتحف خود کلیاتی در اسامی مقامات سروده و در آن
نظامِ مقامات را به شناسایی گرفته ودر ین مورد نیز چنین اشاره یی
نموده است:
4/1
عشاق و
نوا
و بوسلیک
است
از دوازده دور، بعد ازآن راست
دیگر چو عراق
و اصفهان
است
زیرافگن
و پس بزرگ از آواست
زنگوله و
راهوي،
حسیني
وانگاه حجاز
جمله پیداست
عبدالمؤمن چنین
نهاده ست
ایرادی اگر بود، نه برماست! 7
تذکر بیت اخیر
حسن کاشانی میرساند که چنین ترتیب مقامات در روزگارِ او نیز مورد
اعتراض و ایراد موسیقیدانان بوده است؛ و او با یادآوری این مسأله
از خود رفع مسئوولیت نموده؛ در صورت اعتراض مخالفین این نظر؛ صفی
الدین را به عنوان آماج تیر انتقاد آنها پیش کشیده است. بهر حال
نظام ادواری موسیقي با وجود این دوگانه گی در همه جا چارچوب
قراردادي معین خود را حفظ نموده اما طوری که در برخی از نمونه های کلیات
خواهید دید اسامي مقامات در پارس، خراسان، پاردریا، هند، وعراق
عرب و عجم همیشه تفاوت هایی داشته اند. چون منظور ما درینجا
تحقیق در چگونگی اسامي مقامات و سیر تحولات آن نه بوده، بلکه با
این بحث اندک طولاني خواستیم خواننده ی عزیز را آگاه سازیم تا در
کلیات های سی گانه این رساله از روبرو شدن با چند گانگی اسامي
مقامات، سردرگم باقی نمانده، ریشه و منشأ این تفاوت ها برایشان
آشکار باشد*
سخنور دیگری
کلیات اسامي مقامات را در دو بیت سروده که سلسله ی مراتبِ آنها
دگرگون است ؛ چون این ترتیب در رسایل موسیقي به نظر نه رسیده؛
چنین پنداشته می شود که سراینده ی کلیات، ترتیب معین مقام هارا
در نظر نداشته و صرف به مقتضای سرایش سخن آنها را به چنین ترتیبی
یاد کرده است:
5/1
چون هست بوسلیک، حسینی،
مقام راست
عشاق
را ز زنگوله
در اصفهان
نواست
زیرافگن
و بزرگ
عمل در عراق
کن!
آهنگ در حجاز
و رهاوي
طرب فزاست 8
و بالاخره یکی
از زیباترین قطعات کلیات که با تأسف هنوز سراینده ی آن را نمی
شنا سیم و پیش ازین نیز از آن یاد کرده ایم، سروده ییست در باز
شناسی نام های مقامات که از دوازده مقام در دوازده مصرع (شش بیت)
نامبرده است. قدیمترین منبعی که نقل این پرداخته است، رساله ی
موسیقي استاد شاه محمد دلدوز است که در عهد سلطان حسین بایقرا در
هرات به نگارش در آمده است؛ و به دنبال آن در رسالتِ خواجه سیف
الدین عبدالرحمن غزنوی نوشته شده
در اوایل سده ی
دهم هجری؛ و رساله کرامتِ مجرای ابوالوفا دوره ی سفره چی ( تألیف
شده در حوالی 1020 هجری) نیز نقل شده است. در رساله یی که داکتر
عسکر علی رجبی ( رجبوف) بنام کوکبی بخارایی تدوین نموده اند؛
نقلی ازین کلیات وجود دارد و تفاوت های آن با سه نسخه ی ذکر شده
نشان میدهد که منبع وی نیز متفاوت بوده است ولی آن دوست گرامی از
دادن ماخذ کوتاهی نموده اند؛ بهر صورت کلیاتِ مذکور را به مقابله
ی چهار نسخه ی یاد شده درینجا پیشکشِ حضور خواننده ی عزیز می
سازیم :
در بزمگاه
عشاق ای بلبل خوش الحان
بنوا نوا
خدا را از بهر
بینوایان
راهِ عراق
بسپر وز دل غمی برون کن
سوی
حجاز بگذر از بهر
وصل جانان
افگنده نغمه ی
شوق، آشوب از حسیني
چون بوسلیک گشته آهنگِ دلربایان
زنگوله
چون دل ما پیوسته در فغان است
زیرا
بزرگ
گشته با ما چو دلبر جان
ای نیکویان
شیراز ما کوچک شماییم
گاهی که نغمه سازید در پرده ی
صفاهان
قولیست بشنو
از من، شاید که راست باشد
در پرده ی رهاویست،
بانگِ هزارد ستان 9
طوریکه دیده
میشود دو کلیات نخستین مقامات منطق با اسامی مقام ها در مکتب صفی
الدین است، ولی در کلیات اخیر صرف یک تفاوت دیده میشود و آن
اینکه اسم مقام زیر افگن را کوچک نامیده است.
سرچشمه ها
وتوضیحات
:
1- نیشاپوری،
محمد بن محمود. رساله ی موسیقي. نسخه ی شماره 2/612 کتابخانه ی
اکادمی علوم سن پترز بورگ روسیه. ورق 27 ب مجموعه
( ص1 رساله).
2- نویسنده ی
نامعلوم. المختصر آلمفیده فی بیان الموسیقي و اصول و احکامه.
مایکروفلم شماره 195 کتابخانه ی مرکزی و مرکز دانشگاه تهران ورق
362 ب مجموعه.
3- صفی الدین بن
عبدالمؤمن بلخی. الادوار. ترجمه وشرح دری عبدالقادر گوینده. به
اهتمام تقی بینش. تهران: مرکز نشر دانشگاهی .1370. ص203
4- جامع
الالحان. ص 111-112
5- جامي،
نورالدین عبدالرحمان . رساله ی موسیقي. مایکرفلم شماره 24
کتابخانه ی مرکزی اکادمی علوم افغانستان. ص 10-12. ونسخه ی شماره
1331 کتابخانه ی البیروني پژوهشکده ی خاورشناسی فرهنگستان علوم
اوزبیکستان . اوراق443 الف تا 444 الف
6- بنایی هروی.
مولانا کمال الدین علی. رساله در موسیقي. به اهتمام داکتر داریوش
صفت و تقی بینش تهران: مرکز نشر دانشگاهی 1367. ص 64-68
7- کنزالتحف حسن
کاشانی نسخه ی شماره 2361 کتابخانه ی بریتانیاورق 18 رساله.
*- برای مطالعه
ی سیر تاریخی اسامي مقامات رک: جمعه یف. اسکندر( الکساندر) . از
پرده تا مقام.(به زبان انگلیسی) برلین: 1992
8- رساله در
بیان دوازده مقام. تدوین عسکرعلی رجبوف(به خط سیریلیک) ص 64
9- این کلیات از
مقابله ی چهار نسخه ی زیرین فراهم آورده شده است:
- سفره چي،
ابوالوفا. کرامتِ مجرا. نسخه ی شماره 401 کتابخانه ی گنج بخشِ
اسلام آباد.ص4
- غزنوی. خواجه
عبدالرحمن بن سیف الدین. رساله ی موسیقي. نسخه ی شماره 3806
کتابخانه ی مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران. ورق 188 الف وب
مجموعه.
- دلدوز، استاد
شاه محمد. رساله ی موسیقي. نسخه ی کتابخانه ی استاد محیط
طباطبایی منتشره ی مجله ی موسیقی (بعنوانِ رساله یی از مؤلفِ نا
شناخته) شماره 10و11 سال سوم 1320 ص 12-21
- کوکبی
بخارایی، نجم الدین. رساله ی شش مقام و رساله در بیان دوازده
مقام. کوششِ عسکرعلی رجبی (رجب اف) دوشنبه: نشرات عرفان. 1983. ص
65 (به خط سریلیک)
مصرع نخست:
- رساله ی
موسیقي: در پرتگاه عشاق، ای بلبل خوش الحان
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی: در بزمگاه سلطان، ای بلبل نثاخوان.
- مصرع دوم:
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی: بنما ره ی ثوابی، تا تازه داریم جان
- کرامت مجرا:
بنوا نوا خدا را ...
- رساله ی شش
مقام کوکبی بیت نخست را ندارد.
- مصرع سوم :
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی و ششمقام کوکبی: راه عراقی بسپر...
- کرامت
مجرا....وز دل الم
مصرع چارم
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی و شش مقام کوکبی: سوی حجاز بگذر از بهرِ. -
- کرامت مجرا:
سوِ حجاز بنگر در راه ...
مصرع پنجم:
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی و ششمقام کوکبی: در بوسلیک آن به گردي کنون
غزلخوان
- کرامت مجرا: چون
بوسلیک گشته آهنگ دلربایان
مصرع هفتم:
- رساله ی در
بیان دوازده مقام غزنوی و ششمقام کوکبی: از زنگوله دل من پیوسته
در خروش است.
- کرامت مجرا:
زنگوله چون دل من بیوسته در خروش است
مصرع هشتم:
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی و ششمقام کوکبی: خاصه چو پرده سازی از نغمه ی
صفاهان
- کرامت: ز
انسان که نغمه سازد در پردهء صفاهان
مصرع نهم:
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی: ای اوستاد بربط من کوچک شمایم
- کرامت مجرا:
ای گلرخان شیراز ما کوچک شماییم !
- شش مقام
کوکبی: ای اوستاد بربط من کوچک تو باشم
مصرع دهم :
- رساله در بیان
دوازده مقام غزنوی : خواهم کني بزرگم، در بارگاه سلطان
- شش مقام کوکبی
: خواهم کنی بزرگش ...
- کرامت مجرا:
شاید بزرگ گردیم در بارگاه شاهان.
مصرع دوازدهم
- رساله ی در
بیان دوازده مقام غزنوی و ششمقام کوکبی: در پرده ی رهاوی، بانگ
هزارستان
- کرامت مجرا:
در پرده رهاوی صوت هزارستان.
برخ
دوم
–
کلیات آواز ه ها
آوازه ها یگانه
مورد نظام موسیقي خراسانی است که در قلمرو فرهنگ و زبان دری در
ترتیب و اسامی آنها از دیر زمانی اختلافات خیلی کمتری وجود داشته
است. زیرا آوازه ها به مقایسه ی مقامات موسیقي پدیده ی جدید تری
بوده، در عهد اسلامی به وسیله ی موسیقیدانان خراسان بزرگ پدید
آمده اند که در برخ بعدی به اندک تفصیل آنها را خواهیم شناخت.
گفته اند که دانشمندان موسیقي از امتزاج نغمات فرازی شش مقام
موسیقي با نغمات فرودي شش مقام دیگر؛ گامهای ملایمه ی ششگانه ی
تازه یی یافته . آوازه اش خوانده اند که به نام های زیرین یاد
میگردند: گوشت، گردانیه، نوروز، سلمک، مایه و شهناز؛ چنانچه در
یکی از رسایل خطی که مؤلف آن تا هنوز شناخته نشده و در کتابخانه
ی اکادمی علوم سن پترزبورگ روسیه ( لنین گراد سابق) نگهداری
میشود؛ درین مورد طی کلیاتی در دوبیت چنین گفته شده است :
در مذهب
عاشقان دمساز
آواز شش آمد
ای سر فراز
نوروز
و گووشت
و مایه
آنگاه
گردانیه،
سملک
است و
شهناز
1
باقیای نایینی
در زمزمه ی وحدت کلیات دو بیتی زیرین را به کوکبی نسبت داده که
در آن نیز اسامی شش آوازه ذکر یافته اند؛ در حالیکه این کلیات در
بهجت الروح که نگارش آن مقدم بر زمان زندگانی کوکبی میباشد؛ نیز
آمده است.
2/2
مطرب برِ شه
چو پنجه بر ساز کند
نوروز و
گووشت
و سلمک
آغاز کند
گفتم صنما! نمای
گردانیه
را
پس ما یه
بگرداند و شهناز
کند 2
برخی از مؤلفین
رساله های موسیقي مانند محمد نیشاپوری، علامه قطب الدین شیرازی و
قدمای دیگر آواز هارا شعبه نیز خوانده اند؛ 3 چون پیش از سده ی
ششم هجری اصطلاح شعبه معمول نبوده ویا اینکه شکل فراگیر و سراسري
قلمرو زبان دری را نداشته است؛ زیرا درین برهه ی زمانی اصطلاح
رنگ را در اثار موسیقي میتوان دید که بجای شعبه و اغلب بجای گوشه
بکار رفته است؛ در روزگار بعد نیز این اصطلاح کاربرد داشته است؛
چنانچه استاد دلدوز هردو اصطلاح در رساله اش بکار برده است.4
کلیات زیرین آوازها که در کنزالتحف حسن کاشانی آمده و به احتمال
قوی سروده ی خودِ او میباشد؛ دایر برهمین موضوع است که گویا آواز
ها نیز شکلی از شعبات موسیقی اند:
3/2
شش شعبه که
موسوم به شش آوازست
دلها به دوازده مقامش
بازست
گردانیه و
گواشت
ودیگر نوروز
پس مایه
و سلمک
و دگر شهنازست
5
وبالاخره کلیات
بسیار زیبا و شاعرانه یی که در رساله ی موسیقي استاد شاه محمد
دلدوز آمده؛ یکی از بهترین کلیات ها در ذکر اسامی شش آوازه است
که تا کنون به نظر نگارنده ی این سطور رسیده است. چون این کلیات
در متن رساله نبوده، بلکه بعد از ختم آن درج گردیده است، به
احتمال زیاد بر افزوده ی دیگران خواهد بود؛ ازینرو احتمال آن
موجود است که سروده ی شاعران قرن نهم تا یازدهم هجری باشد؛ زیرا
نسخه موجود آن رساله در سال1075هجری توسط کاتبی بنام فتح الله
خواری رونویسی گردیده وشاید او مطابق عنعنه ی کاتبان این عهد سه
کلیات و از جمله ابیات زیرین را در آن رساله افزوده باشد ویا
اینکه مستنسخِ رساله ی منبع او چنین کرده است؛ و آن کلیات زیبا
اینست:
4/2
تو ای آهنگِ شهناز
کردی
در عیش بر روی
ما باز کردي
نخواهد شدن مهرِ نوروزم
از دل
بریدن دل از
دوست کاریست مشکل
اگر لذت صوت سلمک
بداني
دگر صوت های
مخالف بخواني
به مستی ز گردانیه
کام بستان
ز ساقی دستان
سر انجام بستان
مرا مایه
از چنگ غم باز دارد
من این سود کز مایه
دارم کي دارد ؟
گووشتست
آرامِ جان اسیران
انیس غریبان؛
حریف فقیران 6

1- مؤلف نا
شناخته. رساله ی موسیقي. نسخه ی شماره « و 1935، 3983» اکادمی
علوم سن پترزبورگ روسیه ورق 1 الف
2- زمزمه ی
وحدت. به تصحیح نگارنده. به نقل از نسخه ی 6262 کتابخانه ی مرکزی
دانشگاه لاهور. ورق 5 ب
تفاوت این کلیات
در دو رساله دیگر چنین است :
مصراع نخست:
- بهجت الروح (ص 48): مطرب
برشه چونغمه را ساز کند.
- زمزمه ی وحدت
( نسخه ی شماره 10226تاشکند): مطرب برشه چودست برساز کند.
3- رساله ی
موسیقي محمد نیشاپوری. ورق 27 ب مجموعه
4- رساله ی
موسیقي استاد شاه محمد دلدوز. ص 19
5- کنزالتحف.
ورق 19 رساله.
6- رساله ی
موسیقي دلدوز. ص 20
Next Back |