|

کلیــات موسیقی
نسبت مقامات پیغمبران

در آغاز ظهور دین مقدس اسلام، به علت وجود موسیقی نیایشی در
مذاهب و ادیان بدوی شبه جزیره عربستان؛ شعرو موسیقی ایکه در خدمت
حفظ و نگهداشت آن ادیان به کار گرفته میشد، از نظر افتاده و رهبران
آئین جدید به دو پدیده با نظر موافقت نمی نگریستند، این امر معقول
برای کژ طبعان بهانه یی فراهم آورد تا برای یک و نیم هزار سال
متواتربحث های زیادی را برای اباحت ویا حرمت غنا براه اندازند. و
از طرف دیگر تعمیم و ترویج موسیقی و رقص شهوت انگیز عربی که ریشه
در دوران جاهلیت اعراب داشت ولی در عهد اسلامی در مجالس طرب در بار
و امرای اموی به استخدام گرفته شد و ازین طریق به رسمیت درآمد؛ با
انکشاف علم فقه در دوره ی عباسیان؛ مخالفت شدید فقهای مذاهب مختلف
بر انگیخته، روغن بیشتری روی آتش پیشداوری و سختگیری قشریون ریخت،
تا آنجاییکه مساله ی تحریم کلی موسیقی به میان کشیده شد؛ در حالیکه
در جوامع اسلامی غیر عرب که تاریخ و فرهنگ کهن وغنی تری داشتند، نه
تنها اینکه موسیقی جنبه کلی شهوانی نداشت؛ بلکه ازرسایل عبادت نیز
شمرده میشد؛ ولی با تاسف که عده یی از علمای دینی و فقهای قشری این
سر زمین ها نیز به تقلید و پیروی از فقهای عرب برعلیه موسیقی
برخاستند وآن را تحریم نمودند؛ تا با ظهورطریقت دربرابر فقاهت،
طرفداران موسیقی نیایشی در راه ابطال نظرِ فقها به مبارزه برخاسته
جنبه های نیایشی موسیقی ورقص را در هیات سماع ترویج دادند. از میان
طریقه های روانی که عرفای بزرگ اسلامی بنیان نهادند، طریقه های
مولویه، و چشتیه درسرتاسر جهان اسلام معروف بوده و تابه امروزنیز
پیروان فراوانی دارد که یکی رقص و موسیقی و دیگری تنها موسیقی را
به عنوان وسیله یی برای نیایش به کارمیبرند، در پهلوی این طرفداران
موسیقی در سرتاسر جهان اسلام برای اثبات ِ روا بودن موسیقی درا
سلام رسالات و مقالات فراوانی نگاشته اند که از کشف المحجوب علی
هجویری غزنوی گرفته تا رساله در اباحت موسیقی قباد بیگ بن عبد
الجلیل حارثی بدخشی به ده ها اثر میرسد و اگر رسایل زبان عربی
درهمین مورد را نیز در نظر بگیریم، ده ها اثر متوسط و کوچک درین
موضوع داریم که متکی بر آیات قرانی، احادیث نبوی و روایات ثقه
ازبزرگان مذهبی موسیقی را حلال و برخی مباح خوانده اند؛ زیرا
درکلام خداوندی حتی یک کلمه نیز در مورد تحریم موسیقی به نظر
نمیرسد ولی دراحادیث میتوان از هردو وجه احکام سراغ گرفت؛ از
آنجاییکه احادیث منسوب و جعلی به فراوانی به روزگارما رسیده؛ سره
کردن صحیحه از احادیث نسبت داده شده کار سهلی نیست؛ چون حضرت
پیامبر بزرگ ما فرموده اند« احادیثی را که با نص قران سازگاری
نداشته باشد از آن من نشمارید» ؛ ازینرو احادیث ضد موسیقی را علما
معتبرندانسته اند؛ ولی ارباب طرب که معلومات تخصصی یی در احکام
دینی نداشته اند. برای مبارزه بامخالفین موسیقی نظریه انتساب
مقامات موسیقی به پیامبران خداوند ترویج داده اند؛چنانچه ایجاد هفت
مقام موسیقی مروج پیش از ظهور اسلام در آریانای باستان را به هفت،
پیامبر مختلف بنی اسرائیل نسبت داده اند؛ ابوالوفای سفره چی در
رساله ی کرامت مجرا که در ایران به نامِ کرامیه شهرت یافته است؛
درین زمینه نوشته است :« درپیدا شدن آهنگ روایتی دیگر آنست که در
اصل هفت بوده، هریک از پیغمبری به ظهور پیوسته، چنانکه گویند: حضرت
آدم صفی الله علیه السلام در آهنگِ راست ربنا ظلمنا گفتی و حضرت
ابراهیم خلیل الله علیه السلام در مقام حجاز مصحف خواندی؛ وحضرت
اسماعیل علیه السلام در آهنگ رهاوی مداومت نمودی؛ وحضرت یوسف علیه
السلام درمقام عراق از درد و فراق گریه کردی؛ و حضرت یونس علیه
السلام درآهنگ کوچک(درشکم ماهی) تضرع کردی؛ و حضرت موسی علیه
السلام در مقام عشاق به صد اشتیاق( باحضرتِ خلاق) مناجات کردی؛
وحضرتِ داوود علیه السلام در مقام حسینی نغمه سرایی کردی. تا زمان
سلطنت خسرو پرویز و شیرویه مدارِ نغمه برین هفت مقام بود»
١
این نظر در کلیات های موسیقی نیز بازتاب یافته و برخی از سخنوران
کلیات های سروده اند که صرف باز گوینده ی این مطلب است؛ چنانچه
یکتن از شعرای معاصر افغانستان شادروان میرزا بسم الله مضطرب
کابلی (١٣١۴-١٣۵۸
خ) عین مطلب
بالا را
درسال1342خ
در حاشیه ی نسخه ی خطی رساله ی کرامتِ مجرا چنین به نظم کشیده است:
راست
شد راست ازان راستی سوز وگداز
که در
ان گفت: ربنا و ظلمنا آدم
یافته
مرتبت خاص ازان صوت حجاز
که همی
خواندی براهیم به مصحف پیهم
راهوی
گشت مقام بینِ هزاران نغمه
که
دران کرده سماعیل ترنم هردم
یافتِ
آهنگِ عراق مرتبه ی سوز و فراق
که
دران حضرتِ یوسف به فغان بود و الم
کوچک
آهنگِ حزینیست که یونس می خواند
اندران
وقت که در بطنِ سمک بود به غم
نغمه ی
صوتِ عشاق است سرود عشاق
چونکه
موسی کلیم زمزمه کردی هردم
نغمه ی
دلکش و خوش زان ز حسینی خیزد
که
سرودِ خوشِ داوود دران گشته رقم2
و
اما سرایش کلیات درین موضوع شاید درسده های دوازدهم و سیزدهم آغاز
گردیده باشد؛ زیرا دریکی از نسخه های خطی موسیقی که شاید در همین
دوقرن در بخارا ترتیب یافته است؛ مولفِ گمنام آن کلیاتی سروده که
انتسابِ شش مقام به پیامبران را با تفاوت بسیاری یاد کرده است؛ او
در این کلیاتِ که به اعتبار شش مقام اصلی در موسیقی پاردریا که
درین دوران رایج گشته بود؛ صرف آن مقاماتِ اصلی را به پنج پیامبر و
یکی از صحابه ی کرام پیامبر بزرگ اسلام نسبت داده است. این رساله
که معلوم نیست اصل نسخه ی آن درکجاست؛ توسط موسیقیدان اوزبکستان
یونس رجبی درخاتمه ی جلدِ ششمِ کتاب بزرگ شش مقام که به زبانهای
اوزبیکی و روسی تهیه شده است به صورتِ عکسی به طبع رسیده است. درین
کلیات بر عکس نظریه ی قدیمی انتساب مقاما ت به پیامبران که توسط
شادروان مضطرب کابلی به نظم کشیده شده بود؛ چهارمقام به چهار
پیغمبر باستانزمان، یک مقام یه پیامبر بزرگ اسلام ویک مقام نیز به
یکی از صحابه ی موسیقیدان آنها چنین نسبت داده شده است:
مقام
راست که باشد زحضرتِ آدم
ز جرم
خویش به حق ناله کرد، بدیده ی تر
فغانِ
حضرتِ نوح در مقام عشاق است
نویدِ
لفظِ بشارت شنو ازان دلبر
نوا ز
حضرتِ داوود آشکار شدی
که یک
نوا بدمند، بردمند خلق اکثر
رهاوی
را تو یقین دان ز حضرتِ مختار
که بود
خواندنِ قران او به سوزِ جگر
مقام
بوسلیک از ناله ی یکی اصحاب
که نام
بابا عمرو بود گشت جدِ اکبر
عراق
را تو بدانی ز حضرتِ ایوب
در آن
زمان که ندا داد خالقِ اکبر3
در
این کلیات دو مطلب بسیار جالب وجود دارد:
1ـ
نسبت دادن ایجاد مقام رهاوی به پیامبر بزرگ اسلام روی این منطق که
قرائت قرآن عظیم الشان تقریبا در سرتاسرجهان اسلام در چوکات مقامات
موسیقی خراسانی که امروزنظام غنای کشور های اسلامی از قلب آسیا تا
شمال افریقاست. صورت می گیرد و طوریکه در بخش پیشین یاد کردیم؛
قدما تلاوت در مقام رهاوی را مستحسن میدانسته اند؛ چنانچه درکلیات
تاثیر و خواص موسیقی گفته بود:
براق
خود کسی بر عرش راند
که
قرآن در رهاوی صبح خواند
ولی
قاریان امروزی افغانستان، مصر، ایران، ترکیه و سایرکشور های اسلامی
عرب و غیر عرب حتی اندونیزیا و هند بیشتر در مقامات راست، بیات، سه
گاه، حجاز، نهاوند، صبا و چهار گاه قرائت می نماید
4
برخی از قاریان هندو پاکستان که با شنیدن قرائت شان به آسانی
میتوان ملیت آنها را تشخیص داد. علت لهجه شان نیست بلکه اینها به
جای کاربرد مقاما ت خراسانی از نظام راگ های هندی استفاده می کنند.
چون گوش مابا تلاوت در چوکات مقامات خراسانی عادت دارد؛ ازینرو در
آن واحد پی م بریم که قاری هندی یا پاکستانیست.
2ـ
نسبت دادن آفرینش مقام بوسلیگ که نام عربی دارد به حضرت عمرو بن
امیه ذمیری که از صحابه کرام حضرت پیغمبربود؛ نکته ی جالب دیگر این
کلیات است. این شخصیت بزرگوار که به نام های بابا عمرو و عمرو
عیارنیز در تاریخ معروف است ازجمله ی سه موسیقیدان بزرگ عهد حضرت
پیغمبراست که بنا به گفته ی اولیا چلبی دانشمند وپژوهشگر بزرگ عهد
عثمانیه در جشن عروسی حضرت فاطمه با حضرت علی علیه السلام دایره
نواخته است و ضرب نوازان به ویژه دایره نوازان مسلکی جهان اسلام او
را پیرو پیشوای خود میدانند. 5
نا
گفته نباید گذاشت که اولیا چلبی به نقل از آثار تاریخی نوشته است
که در پهلوی باباعمرو دو تن موسیقیدان دیگرنیز در حضور حضرت پیغمبر
اسلام وجود داشته اند که عبارت بودند از حمزه بن یتیم یا یتیمه و
بابا سومد. حمزه همرا با حضرت بلال در حضور حضرت رسول(ص) آواز می
خوانده است؛ او خدمتگارحضرت علی ویا حضرت سلمان پارسی بوده و در
مراسم عروسی حضرت علی آوازخوانی کرده است. آوازخوانان کشورهای
اسلامی اورا پیر خود می شمارند. زیارت این بزرگوار درطایف است.
موسیقیدان سومی شخصی به نام بابا سومد و از مردمان هندوستان بوده
است. او در غزوات پیامبر وظیفه ی نواختن کوس را داشته است و امروز
مزارش در موصل عراق در نزدیکی جریش موجود است .
6
در
مورد انتساب مقاما ت موسیقی به پیامبران کرام در رسایل دیگر موسیقی
نظریات متقاوت دیگری نیز ابراز گردیده است؛ چون آن مطالب به نثر
بیان یافته اند؛ بنا از ساحه ی کار ما خارج می گردند ؛ ولی مقایسه
ی متن همین دو اثرکافی است که پرا گندگی این نظریات را به روشنی
تمام بنمایاند. چون این باور در زیر فشار متعصبین آفریده شده، با
واقعیات منطبق نیست؛ طبعا باید چنین پراگنده و متشتت باشد. توجه
کنید به جدول مقایسی این مقاما ت و اسامی پیامبران کرام:
اسامی
مقامات آفریننده براساس آفریننده بر اساس
رساله موسیقی کرامت مجرا
گمنام
راست آدم آدم
عشاق نوح موسی
نوا داوود ـ
رهاوی محمد اسماعیل
بوسلیک بابا عمرو ـ
عراق ایوب یوسف
حجاز ـ ابراهیم
کوچک ـ یونس
حسینی ـ داوود
منابع و پی نوشت ها
1ـ
سفره چی؛ ابوالوفا کرامت مجرا نسخه مربوط به کتابخانه نگارنده ورق
14
الف
2
ـ همانجا و دیوان مضطرب کابلی
ورق
42
ب نسخه خطی مربوط کتابخانه
نگارنده .
3
ـ رجبی، یونس. ششمقام.ج
6
. مسکو: اکادمی علوم اتحاد شوروی.
1968.ص
145(
رساله گمنام ضمیمه ).
4
ـ مهدی تهرانی؛ ابراهیم میرزا. مبانی موسیقی قرائت قرآن. تهران
نشر زلال.
1374
صص 63ـ65.
5
ـ فارمر، هنری جورج. تاریخ موسیقی عرب تا سده سیزدهم(به زبان
انگلیسی ـ لندن1919
ص
Back Next |