|
کليات
ووقت خوانش
مقامات
سِرِ پنهانست اندر زیـــتر و بم
فاش
اگر گویم، جهان بر هم زنم
مولانای بلخ
مقامات موسیقی کلاسیکِ خراسانی نیز مانند راگ های هندی باید در
وقت معینی از روز و یا شب به اجرا درآیند، زیرا رعایتِ این اصل
بر تاثیرِ موسیقی بالای روان
انسان می
افزاید.
دانشمند و موسیقیدان بزرگِ دربار بهرامشاه غزنوی، محمد پسر
محمود نیشاپوری در رسالة موسیقی خویش علل انتسابِ مقامات را به
اوقاتِ
معین چنین قید نموده است:
« بدانکه اول روز که آفتاب برآید، پردة ماده گیرند، از بهر
آنکه آفتاب ماده است. و چون آفتاب بلند شود، یکی مجلس در پردة
نوا بزنـ ( ند ) و چاشتگاه پردة عراق
گیرند و او را
مجلس
افروز گویند و هیچ پرده یی در علم موسیقی خوشتر از پردة
عراق نیست و در روز هیچ وقت خوشتر از چاشتگاه نباشد. استوا دگر
باره پردة
راست گیرند زیرا که باربد رودِ
خامه
میساخت، در وقت ناتمام نشد، اتقاقی کردند که طالعش در این وقت
بوده است. بعد از آنکه هوا مخالف شود، نماز دیگر پردة
بوسلیک گیرند که فراشیبِ همه پرده هاست و روز
در
شب افتاده است. و این پردة هندوان است تا به وقتِ آفتابِ زرد و
بعد از آن پردة عشاق گیرند، زیرا که پردة
آخرین باشد و روز نیز به آخر کشیده باشد.
نماز شام پردة نوا گیرند زیرا
که
در علم موسیقی تنگ تر از پردة نوا نباشد. و هیچ وقت تنگ تر از
نماز شام نباشد و این
پرده ترکان زنند تا نمازِ خفتن . بعد از آن مخالفک گیرند، تا
مردم آرمیده شود که پردة
مخالفک پرده یی خوش بود. بعد از آن پردة
اصفهان گیرند و نیم شب عراق و
مخالفک و نهاوند گیرند زیرا که
پردة اصفهان موافق شب بود. بعد از آن پردة نهاوند گیرند زیرا
که پردة
آرمیده باشد. و پیغمبر علیه سلام در این پرده قرآن
خواندی.
و این پرده ها که یاد کردیم سرد و تر و خوش ( خشک )
بود. جون صبح برخواهد آمد، رهاوی گیرند. تا به وقتِ اسفار و
معنی راهوی آنست که کسی از خوف رهایی
یافته باشد. و این ساعت
که جهان در روشنی می آید و مردمان از ظلمتِ شب رهایی مییابند
در این پرده سماع با راحت بود. بعد از آن
پردة
حسینی گیرند و او را
میانجی سرای گویند و آن ساعت اول روز است و آخر شب و حسینی
تیزی راهوی بود. و این دوازده پرده که شرح داده شد در دوازده
ساعت بزنند و هر پرده
که
میزنند شعبه ها نیز با وی می
زنند در آن ساعت تا معلوم باشد.»
١
این توضیحات محمد
نیشاپوری تا حدودی علل انتسابِ مقامات را به اوقاتِ معینة
شباروزی روشن میسازد ولی اصل مسلم آنست که موسیقی کلاسیک آسیای
غربی و مرکزی به عنوان قدیمیترین حوزه های تمدن بشری در ابتدا
جنبة نیایشی داشته و مقامات موسیقی برگرفته و یا صورت انکشاف
یافتة سرود های
مذهبیست.که در اوقاتِ مختلفِ نیایش و عبادت
سروده میشد، چنانچه دو نظام عمدة موسیقی این منطقه، یعنی
موسیقی هندی و خراسانی نمونه های بارزِ این سیرِ
تحولی موسیقی
است. زیرا نظام موسیقی هندی بازمانده سرود های ویدی است که
هنوز هم صورت ابتدایی آن زنده بوده، دانشمندان روسی ویناگرادوف
( تاک زاده )
تحقیق جالبی در این زمینه انجام داده که در سال
١٩٨٨
در مسکو اشاعه یافته است.(
٢)
و موسیقی خراسانی بازماندة سرود های اوستایی بوده که موجودیتِ
واژة
گاه در اسامی پنج مقام از یک گاه تا پنجگاه خود ارتباط
گاثا های اوستا را که سروده ای شخص زردشت است، با این مقامات
برملا میسازد. زیرا طوری که خاور
شناس دانمارکی آتور کریستین
سن در یکی از مقالاتش که خود به زبان فارسی نوشته است پنج بحر
عروضی را که گاثا ها رد آنها سروده شده است معرفی کرده و
از
اوزانی به اسامی بحرِ وهوخشترا، بحرِ سپینتماینیو، بحرِ
اهونوایتی، بحرِ اوستوایتی و بحرِ وهشتویتی نام برده، ساختار
آنها را
بازشناسانده است.
(٣)
که سروده
های هر بحر در مقامیخاص
و در وقتِ معین خوانده می شد. پس این عنعنه در زمان بعدی نیز
به عنوان یک اصل فرهنگی امتداد یافت. زیرا اجرای
هریکی از مقامات در وقت معینه برحسبِ تجربة چندین قرنة
هنرمندان موسیقی تاثیر روانی بیشتر از سایر اوقات می داشته
باشد که مذاهب و ادیان قدیمه نیز روی
منطق ویژه یی آنها
را به کار میبردند. ازاینرو شنیدن هر مقام خراسانی و یا راگ
هندی در یکی از اوقات شبانه روز پرکیف تر از سایر اوقات است.
عرفای اسلامی نیز در این مورد منطق خاصی دارند. زیرا نظریات
آنها در این زمینه سخت دلچسپ بوده خالی از برهان و دلیل و منطق
مستحکم نیز نیست. انعکاس
این نظریات
ارزشمند را در رساله عملِ
بین و تهاتهـ راگ های هندی منشی عوض بیگ کامل خانی به وضاحت
میبینیم. (
٤)
از آثار سده هشتم بدینسو اغلب رسالاتِ موسیقی زبانِ دری
انتسابِ مقامات را به اوقاتِ شباروزی از قول دانشمند بزرگِ
جهان ابن سینای بلخی نقل قول میکنند،
چنانچه حسنِ کاشانی در فصل هشتمِ مقالة سومِ کنزالتحف در این
مورد قید نموده که « از شیخ الریس ابوعلی سینا نقل است که در
صبح ِ اول پردة راهوی را باید
نواخت و در صبحِ صادق پردة حسینی، و چون آفتاب دو نیزه بلند
شود ، پردة راست و در چاشتگاه پردة بوسلیک. و چون آفتاب به سمت
الراس رسد، پردة زنگوله و
پیشین گاه پردة عشاق و بین الطلواتین پردة حجاز و پسین
گاه پردة عراق و در وقتِ آفتاب فرو شدن پردة اصفهان و شامگاه
پردة نوا. بعد از نماز خفتن پردة بزرگ و
بعد از آن فروگذاشت کنند و در وقت خفتن حریفان پردظ مخالف
نوازند و اگر
به خواب نروند و همچنان استدعای چیزی
خواندن کنند. از آوازات، آواز شهناز بنوازند
که او مخالف است و
انقباضی در نفس پیدا کند و خواب آورد.»
(
٥)
گرچه در رسالاتِ موجودِ ابنِ سینا ذکری از این مطلب به نظر
نمیرسد شاید موضوع مورد بحث در آثار از بین رفتة وی ذکر شده و
یا اینکه قول او به صورتِ
شفاهی و عنعنوی به
نویسنده گان و
مولفین بعدی انتقال یافته است. دور از امکان نیست که دیگران
برای قوت بخشیدن به نظریة انتساب مقامات موسیقی به اوقاتِ
معینه این مطلب را به دانشمند یاد شده
منسوب
ساخته باشند. چون در اینجا هدفِ ما بازشناسی کلیات های معرفِ
اوقاتِ سرایش مقامات است. بحث روی علل اوقات
اجرای مقاماتِ موسیقی بیش از این ما را از موضوع اصلی بدور میسازد، بنا بر آن علاقمندان را
برای مطالعة بیشتر آرای صوفیه و فصل بازشناسی رسالة
کاملخانی
در کتابِ میراثِ موسیقی هندی به زبان دری نگاشتة این قلم (٦)
و
بررسی ریشه های تاریخی انتسابِ مقامات به پژوهش مفصل
دانشمندانة جنابِ رشید ملک در کتابِ مرورِ انتقادی بر راگ درپن
( راگ پن کا تنقیدی جایزه)(٧)
حواله
داده، صرف این
مطلب را توضیح میداریم که انتساب اوقات
معینه عللی در نفس و ساختارِ خودِ آنها نیز دارد، زیرا در
بررسی عین مطلب در راگ های هندی به نتایج
شگفت انگیزی دست
یافته اند،
چنانچه
وشوناراین بهت کهندی در پژوهش مقایسوی راگ های منسوب به اوقات
معینه ویژه گی های مشترکی را در ساختارِ آن راگ
ها دریافت که پیش از او کسی بدان ها توجه
نکرده بود.
(٨)
او به موجودیتِ نغمات معین تیور و کومل در هر گروهِ راگ های
گوناگون نتیجه گرفت که انتساب راگ
به اوقات معین از نفس و ساختار راگ ها برخاسته نه از باور های
اساطیری و مذهبی.
جستاری در مقاماتِ موسیقی خراسانی خودمان که در اوقات معینه
خوانده میشوند نیز شاید نتیجة مانند مطالعات پندت بهت کهندی
بدست بدهد که این کار باید توسط
اهلِ عملِ موسیقی به انجام
برسد روی همین علت هاست که اجرای هر مقامی را به یک وقتِ از
پیش تعیین شده مقید ساخته اند و شعرای موسیقیدان ما برای ابراز
این مطلب کلیات هایی ساخته
اند که یک نمونة آنرا که سرودة مسعودِ صفی هروی بود، پیش از
این خواندید. شاعر دیگر معاصر صفی، بدرالدین چاچی معروف به
بدرِ
چاچ « وفات احتمالاً در
٧٥٤
هـ » است که در سده هشتم در دربارِ تغلق شاهان هند در دهلی
میزیست و از تخلصش پیداست که اهل شهر چاچ (= شاش) یعنی
تاشکند
امروزی بوده
است. وی اوقاتِ خوانش دوازده مقام را چنین به نظم آورده است.
ای مهت را ز غالبه زنجیر
آفتـابـت به زیرِ پـردة قیــر
آخرِ شب رة
حسینی
ســـاز
صبح دم پردة
رهاوی
گیــر
مایه
وقتِ طلوع نور دهــد
پیشِ برجیسِ آفتاب ضمیــر
سپر زر به نیزه چون برسد
پردة
راست
گیـــر بی تأخیـــر
چاشت گه در
عراق
ساز آهنگ
تا شوی بر سریرِ عیش امیر
راست گویم رة
مخالــــف
را
ر زوال ای صنم مدار حقیر
بوسلیکی
نواز بعدِ زوال
ای ضمیرِ تو آفتابِ منیر
روی گلگونِ خورچو زرد شود
ساز
عشاق
و پندِ من بپذیر
وقت خفتن
مخالفک
بنواز
تا نکو رفته با شدت شبگیر
درع از پردة
صفاهان
ساز
چون شهاب افگند ز آتش تیر
ساز هنگامِ نیمِ شب ای ماه
در
نهاوند
از قلیل و کثیر
وانگهی همچو چنگ بردرِ شاه
به
نوازش
درآ چو شکر و شیر
آن چنان گز برِ لطیفش را
که بنفشه برون دمد ز جزیر
لعلِ سیماب ریزش از جوید
به سویِ دُرِ سفتة تو مسیر
کوش تا غنچة تو شیر مکد
از سر خوانِ استخوان تأثیر
زانکه بر لوحِ چرخ مسطورست
شاهِ دین، آفتابِ عرش سریر
شاهِ عالم محمدِ تغلق
انکه اوراست کردگار نصیر(
٩
)
در این سرودة بدرِ چاچ استخراج
لفظ نوا خالی از تکلف نیست، شاید
بیتی که متضمن اسمِ مقامِ نواست
در هنگامِ کتابتِ قصایدِ بدر چاچ
برای چاپ، افتاده باشد.
ولی چیز جالبی
که در این کلیات وجود دارد آنست
که اسامی مقامات را بر اساس نظام سنتی موسیقی خراسانی یاد کرده
است که با فهرستِ محمد نیشاپوری اندکترین تفاوتی
ندارد و چنین برمیاید که تا اواسطِ
سده هشتم نیز مکتب صفی الدین در هند
ترویج نیافته بود و از سوی دیگر
شیوة ذکرِ مقامات در قران السعدین
امیر خسرو نیز بر این معنی
گواهی میدهد.
منشی شهاب الدین محمد فرزندِ جمال الاسلام در حاشیة نخستین
صفحة رسالة همایوننامة خویش کلیاتی در وقتِ خوانش مقامات اورده
که به احتمال قوی سرودة
سخنور دیگری بوده
که مورد توجهش قرار
گرفته و آن را در هامشِ اثرِ یاد شده افزوده است. از تاریخی که
او در ذیلِ عنوانِ دانستن مقامها در هر
وقت قید نموده
پیداست که این سروده بایست متعلق به
اواخرِ سدة نهم و یا نیمة نخستِ سدة دهم هجری باشد که اوقاتِ
خوانش مقامات را از قول ابوعلی سینای بلخی نقل نموده
است. این
تاریخ سنة
٩٦٢
هجری بوده که ششمین دهة سدة
دهم
است. کلیاتِ یاد شده با تأسف به صورتِ ناقص ثبت گردیده زیرا در
ابیاتی که در آنها اسامی مقاماتِ
بزرگ و نوا و یا بدیل های آنها یاد شده بود در این کلیات
رونویسی نه گردیده و
چنین متنی بدست داده است.
علم موسیقی ار همیدانی
صبحدم پردة
رهاوی
ساز
باز بر پردة
حسینی
رو
کن به وقتِ طلوع صبح آغاز
چون سرنیزه آفتاب بلند
پردة خوبِ
راست
را بنواز
به گة چاشت
بوسلیک
گزین
پس به شادی و لهو سر بفراز
استوا پردة
نهاوندی
طلب از مطربان خوش آواز
چون بدانی که وقتِ پیشین است
راهِ
عشاق
جوی و محرم راز
وانگه اندر میانة دو نماز
دلکش آید عظیم نوع
حجاز
نه بود لایق نمازِ نماز دیگر
جز طریق
عراق
ای طناز
شام ره پردة
مخالف
خواه
با حریفِ موافق دمساز
چون دراید نمازِ خفتن زود
عزمِ تاخیر کن به دولت و ناز
نیمِ شب وقت
زیرافگند
است
باده گیر و درِ طرب کن باز
گرچی این قولِ
بوعلی
سینا
ست
لیک شد نظم برای آن طناز
(١٠
)
در این کلیات اوقاتِ خوانشِ مقامهای موسیقی با ساعاتی که در
کلیاتِ بدرِ چاچ و نوشتة محمد نیشاپوری یاد شده اند متفاوت اند
و چنین پیداست که اهل طرب و یا
اینکه پژوهش گران در
این زمینه نیز توافق نظر نداشته اند، چنانچه در کلیات زیرین که
این یکی نیز از قول بوعلی سینا سروده و یا ایکه بوعلی نامی
آنرا سروده
است انتسابِ مقامات به اوقات شباروزی
به
اختلاف با آنچه قبلاً خواندید گفته شده است. این کلیات در
تحریرِ سومِ کرامت مجرای ابوالوفای سفره چی امده که در
نسخة آرشیف ملی افغانستان و کتابخانة گنج بخش اسلام آباد
نگهداری
میگردند، موجود بوده و چنین محتوایی دارد:
اهلِ دولت چو عشرت آغازند
در سحرگه به
زنگله
سازند
فرحت افزاست خوش مقامِ
عراق
چاشتگه در سرود پردازند
پردة دلکشِ
حسینی
را
تا به یکپاس و نیم بنوازند
چون
نوا
را دوای جان خوانند
تا بدونیم پاس پردازند
پس به پیشین به پردة
عشاق
سر به اوجِ نشاط بفرازند
تا به سه پاس
بوسلیک
بخوان
هر یکی خوش به عیش پردازند
بعد از آن چون که مست می گردند
در
نهاوند
عشقها بازند
اسپِ عشرت چو با دلِ شبها
سوی راه
حجاز
برتازند
راست گویم که
راست
وقتِ خوشست
خفتن اول مقام برسازند
تا به سه پاس کوچکِ دلخواه
به طریقِ مقام بنوازند
چون
رهاوی
کنند آخرِ پاس
مطربانی که کاملِ رازند
بوعلی کرده نظمِ پرده به وقت
به کسانی که محرمِ رازند(١١)
چنانکه میبینیم این کلیات نیز از یازده مقام یاد نموده و شاید
بیتی که در آن مقام دوازدهمی ذکر یافته بود، افتاده باشد.
و از طرفِ دیگر اگر مندرجاتِ کلیات های بالا را با گفته های
ابن سینا و محمد
نیشاپوری طی جدولی
پهلوی هم قرار دهیم با تفاوت های تکان دهنده یی روبرو میگردیم
زیرا با آنکه در این موضوع اغلب از بوعلی سینا نقل قول میگردد
ولی این نقل قولها ضد و نقیض بوده با هم
سر نمیخورند،
علت این پراگنده گی به نظر نگارنده در آنست که چون موضوع
انتسابِ مقامات به اوقات معینه در اساس خاستگاه مذهبی داشته در
کشور های دری زبان چی که در جهان اسلام پهنای
موسیقی مورد بحث
ماست، بعد از
ظهور دین مقدس اسلام جدی گرفته نشده، از اینرو
پراگنده گی نظر در بین دانشمندان موسیقی شناس استیلا یافته است
و از طرفِ دیگر تفاوتِ اسامی اوقات در
گستره های گوناگون این
نوع موسیقی و در نزدِ موسیقی
شناسان مختلف این تشتتِ آرأ را
بیشتر ساخته است.چنانچه امروز برای اغلبِ مردم دشوار است که به
صورت دقیق زمان پسین گاه، استوا
و سمت الراس را معین سازند و
یا اینکه تفاوتِ وقتِ آفتاب فرو شدن را با
شامگاه و زمان بعد
از نماز خفتن را با وقت خفتن معین سازند در حالی که در کشورِ
هند که هنوز هم باورمندان هندوییزم
رفتار خلاف از دساتیر
موسیقی شناسان باستان را گناهِ کبیره میدانند. موضوع از
استحکام کامل
برخوردار است. اهلِ عمل و نظر در هند مسألة وقت
چی که خوانش یک راگ را با راگنی مربوط به
راگ دیگر چنان کریه
میشمارند که آنرا مرادفِ عمل زنا تلقی میکنند.
(١٢)
و در مورد عدمِ اجرای راگ در وقت معینه
گفته اند:
راگ را چون به وقتِ خود خوانند
خاطــــر ما شــــــگفتــه گرداننـــــد
گــــرنه در وقتِ خویــــش پـــردازند
خون ز اعضای ما روان سازند(١٣)
ادامه دارد
Back Next |