ANDISHAENAU

 

   پوهاند رسول رهین پایانی        جایگاه  مرحوم ملا فیض محمد کاتب هزاره.....  

 

رجال و شخصیت های بزرگ تاریخ معاصر افغانستان

                               جایگاه                   

     مرحوم ملا فیض محمد کاتب هزاره

          ( در تاریخ نویسی معاصر افغانستان)

 

      ٤) کتاب «فیوضی از فیوضات»

   مرحوم کاتب هزاره بعد ازانکه کتاب « فیضی از فیوضات» را نوشت مخفیانه به  سفیر ایران در دربار کابل تقدیم کرد و بوی سفارش داد که نباید این کتاب در کابل فاش گردد. از فحوی کلام فهمیده می شود که کاتب در کتاب « فیضی از فیوضات» مطالبی نوشته بوده است که هضم آن برای دولت وقت نا ممکن بوده است. این کتاب به چاپ نرسیده است و کسی تا حال ازمحتوای کامل آن اطلاع ندارد ولی مهدی فرخ وزیر مختار ایران بدربار کابل در تالیف کتاب « تاریخ سیاسی افغانستان» خود در جلد اول به آن  ازمحتوای کتاب« فیضی از فیوضات» کاتب هزاره یاد کرده است. از کجا معلوم که بیشترین و حتی قریب به کل کتاب« تاریخ سیاسی افغانستان» تالیف مهدی فرخ همین کتاب « فیوضی از فیوضات» کاتب هزاره بوده باشد. تاریخ تالیف کتاب « فیضی از فیوضات»  مرحوم کاتب هزاره سال١٣٠٦ هجری شمسی میباشد.

    ٥) نژاد نامه افغان:

  نژاد نامه افغان از آن جمله آثار مرحوم ملا کاتب هزاره است که به تازه گیها در ایران زیور طبع پوشیده است. این کتاب شامل معلومات مفصل در باره قبایل و قومسربنی، قبایل و قوم غرشتی، افاغنه پتنی، افاغنه میتی، افاغنه سروانی، افاغنه گررانی و غیره فرق ملحقه افاغنه میباشد. درمقدمه این کتاب ارزشمند توضیحات جامع و مبسوطی در مورد وجه تسمیه نام افغان و پتان، وجه تسمیه اقوام پشتون یا پشتانه و پختون یا پختان و محل بودو باش اولی آنها رفته است. از فحوی کلام و نوشته  های مرحوم کاتب هزاره درین کتاب ظاهر میگردد که مرحوم کاتب هزاره اسناد معتبر وارزشمندی درباره اصلیت و محل بود و باش و مراکز اولی تجمع اقوام پشتون داشته است.

    مرحوم کاتب ازجمله آن قلم بدستانی بود که بیشترین بخش عمر خود را نا خواسته در سایه حمایه مادی و معنوی شاهان محمد زایی سپری کرد و همان نزدیکی او به سلطنت بود که نتوانست مکنونات مافی الضمیر خود را طوریکه هست و میخواست آشکا را سازد. از همینجاست که بسیاری داشته های فکری و اسناد جاویدانی او نا خوانده ماند و آگاهانه از صحنه روزگار زدوده شد. با تمام این محدودیتها مرحوم کاتب هزاره چهره درخشان تاریخ معاصر افغانستان آنچه در کتاب «نژادنامه افغان» در سلک تحریر در آورده است، رشته مطالب جامع مفید و روشنی است درباره نژاد های افغان که میتوان به ثقه گی ومستند بودن آنها معتقد بود و نژاد های افغانان را از ورای آن شناخت.

     کتاب نژادنامه افغان، از سلسله منابع نژاد شناسی افغانستان است که در سال١٣٧٢ هجری و شمسی در قم بطبع رسیده و از طرف مهتمم کتاب بگفته خودش به ملت شریف وقهرمان افغانستان، راد مردان صحنه پیکار، قهرمانان عشق و ایثار، مقاوم و فداکار افغانستان، گلهای پرپر شده، عزیزان به خون نشسته و شهیدان همیشه جاوید افغانستان تقدیم گردیده است. سایر آثار مرحوم ملا کاتب هزاره عبارت اند از:

 ٦) تاریخ حکمای متقدم. سال تالیف ١٣٠٣ شمسی

 ٧) تاریخ حکمای متقدمین از آدم تا حضرت عیسی(ع). سال تالیف ١٣٠٢ هجری شمسی. کتاب در سی برای مکاتب رشدیه.

 ٨) تاریخ عصر امانیه.

 ٩) رساله زمامداری و سیاست کشور داری. این کتاب به شیوه سریال در مجله «حبل الله» چاپ شده است.

١٠) رساله مدینه فاضله: در چندین قسمت زیر عنوان« سبب و سر مبتلا شدن نفوس ناطقه انسانیه» در مجله «حبل الله» چاپ شده است.

١١) رساله حسن السیاسیه چاپ مجله« حبل الله»

١٢) فقرات شرعیه در مسایل فقهی و اسلامی.

١٣ شرح اصول دین.

١٤) اتحاد نظر مجتهدین.

١٥) تحفه الاخوان.

١٦) استقلال افغانستان.

١٧) وجه تسمیه افغانستان.

١٨) فیض الامان

١٩) جغرافیا.

٢٠) امان الانشا.

٢١) تاریخ مغل.

٢٢) سیاست الامان.

    و اما منابعی که درباره ملا کاتب هزاره نوشته اند می گویند در دوره زمامداری آل یحیی و حکمروایان محمد زایی تلاش میشده است تا نام و نشان این چهره تابناک تاریخ افغانستان در لای اوراق تاریخ محو و نشانی از آن باقی نماند. چنانچه مرحوم محمد حیدر ژوبل ستاره درخشان ادبیات معاصر افغانستان در کتاب «تاریخ ادبیات معاصر افغانستان» وقتی ناگزیر می شود سراج التواریخ را معرفی کند، بنابر استکبار اهل یحی و سانسور های قبل از چاپ آثار مولفان مجبور می شود نام مولف کتاب سراج التواریخ را بجای ملا فیض محمد هزاره « میرزا فیض محمد غوری» بنویسد. عده از اطرافیان نادر خان تالیف کتاب سراج التواریخ را باشتراک امیر حبیب الله خان ذکر میکنند و به این وسیله میخواهند نقش ملا کاتب هزاره مولف اصلی کتاب سراج التواریخ را ضعیف سازند. بگفته مرحوم میر غلام محمد غبار بفرمان شاه امان الله جلدهای چهارم و پنحم سراج التواریخ که نا چاپ مانده بودند به آتش کشیده شدند. ملا طالب قندهاری می گوید بقیه آثار قلمی مرحوم کاتب هزاره در زمان نادر خان توسط محمد گل خان مومند نابود گردید. حسین علی یزدانی تحشیه و تعلیق نگار « نژادنامه افغان» از قول غلام حسین بهسودی ذکر می کند که بهسودی گفت من به چشم خود دیدم که روزی سردارمحمد نعیم خان برادر محمد داود خان به همراه چند محافظ به خانه محمد علی پسر ملا کاتب رفت. وقتی علت را جستجو نمودم معلوم شد که برای بدست آوردن آثار قلمی کاتب آمده بودند. اینکه چه مقدار آثار قلمی کاتب بدست محمد نعیم خان رسید و چه تعداد آن از او مخفی گردید اطلاع در دست نیست ولی آنچه مسلم است اینست که آن مقداریکه بدست سردار محمد نعیم خان رسید ه بود معدوم کرده است.

   فکر تخریب و تعریب و امحای آثار گران قیمت کاتب هزاره و سانسورهای نامتبوع نام و نشان او از جانب دودمان محمد زایی تا دیر دوام نکرد . به مچرد تغییر رژیم و رفع نسبی سانسورهای قبل از چاپ نویسندگان و مورخان حق شناس و متعهد افغانستان مقالات متعددی درباره مرحوم کاتب هزاره و آثار گران قدر او به سلک تحریر در آورده واشتباهات ناشی از سانسور دودمان محمد زایی را رفع نمودند. سیمینار بین المللی کاتب شناسی دایر گردید و مقالات متعدد پژوهشی بزبانهای دری، پشتو، فارسی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی، بلوچی و پشه یی درباره شخصیت علمی، تاریخی، سیاسی وآزادیخواهانه ملاکاتب هزاره قرأت، تدوین و نشرشد. پوهاندجلال الدین صدیقی مورخ معاصر افغانستان مجموعه مقاله ها و پژوهشهای سمیناربین المللی کاتب شناسی را جمع آوری کرده و طی رساله مبسوطی بچاپ رسانیده است. این مجموعه منبع جامع و کاملی درباره شناخت درست مرحوم ملا فیض محمد کاتب هزاره میباشد.

   « یادنانمه کاتب» دومین اثر ملا کاتب هزاره شناسی است که گرد آورد هایی از نوشته ها و پژوهشهای مظبوع درباره کاتب از محتوای روزنامه ها، جراید، مجلات وآثار متفرق درباره کاتب هزاره میباشد. مدون این اثر خوب و ناب کاتب شناسی محقق محمد حسین نایل ادیب، کتابشناس و پژوهشگر دقیق افغانستان است. محقق نایل با احساس نیکی که در مورد کاتب هزاره داشته است سعی کرده بیشترین اطلاعات را در مورد هویت ملی وشخصیت مردمی کاتب هزاره که از نظر ها بور مانده بوده است گرد آوری کرده مورخ وسیاستمدارخوشنام تاریخ معاصر افغانستان مرحوم کاتب هزار را معرفی و ازتاریکی های دوره استکبار دودمان محمد زای بیرون آورد.

      گذشته از آثار کاتب شناسی مهم و ارزشمند فوق مقاله های فراوانی درمجله های «کتاب» «غرجستان»  و منابع متفرق دیگر مانند کتاب « سیکنه الفضلا» عبدالحکیم روستاق، افغانستان در پنج قرن اخیر مرحوم محمد صدیق فرهنگ، جنبش مشروطیت مرحوم عبدالحی حبیبی، افغانستان در مسیر تاریخ شادروان میر غلام محمد غبار، اریانا دایره المعارف « نخستین کتاب درباره جنبش مشروطه خواهی در افغانستان» تالیف پوهاند سید سعدالدین هاشمی و غیره منابع تاریخی افغانستان درباره کار کردهای علمی، تاریخی و سیاسی مرحوم کاتب هزاره موجود میباشد که دال بر ارزش و ارج گزاری چیز فهمان و دانشمندان افغان به مورخ شهیر افغانستان مرحوم ملا کاتب هزاره میباشد. در آثار بیرون مرزی نیز به تازگیها سلسله مقاله هایی در مجله « حبل الله» و مجله« مستضعفین» بچاپ رسیده. حسین علی یزدانی تحشیه و تعلیق نگار کتاب نژاد نامه افغان که بسعی و اهتمام عزیز الله رحیمی بچاپ رسیده مقاله هایی در رسانه های گروهی ایران درباره ملا کاتب هزاره به دست نشر سپرده است. اخیرا یک شرق شناس جید روسی بنام « رامدین» نیز نوشته هایی درباره کاتب هزاره نشر کرده او را منحیث آخرین مورخ نامی افغانستان ستایش کرده است. همه اینها دال بر شخصیت بزرگ علمی و تاریخی کاتب هزاره در سطح ملی و بین المللی میباشد.

    کارنامه های سیاسی مرحوم کاتب هزاره:

    مرحوم فیض محمد کاتب هزاره مردی آزادیخواه و به مسایل سیاسی و اوضاع جهان آگاه بود. بگفتۀ مرحوم محمد اسماعیل مبلغ فیلسوف و دانشمند شناخته شده افغانستان کاتب هزاره درمجلس کبیر ملی افغانستان(لویه جرگه) پغمان حضور داشت و از آزادی عقیده و بیان، مذهب دفاع کرده خواستار به رسمیت شناخته شدن مذهب شیعه گردید، باستناد سند کتبی ایکه از وزارت خارجه افغانستان بدست آمده مرحوم کاتب هزاره در ابتدای سلطنت شاه امان الله (١٢٩٩ هجری شمسی) سمت منشی گری هیاتی مرکب از مولوی عبدالواسع قندهاری و بدری بیگ را به عهده داشت. هیات ازجانب شاه امان الله موظف گردیده بود تا قوانین مملکت را بر طبق موازین شرعی تنظیم نمایند.

  در سال١٣٠٨ هجری شمسی امیر حبیب الله کلکانی هیاتی مرکب ازمحمد علی جوانشیرچنداولی، قاضی شهاب، خلیفه محمد حسین، استاد غلام حسن و فیض محمد کاتب هزاره را که از مقربان دولت وسرشناسان شیعه مذهب کابل بودند برای اخذ بیعت به دایزنگی هزاره جات فرستاد تا از مردم هزاره بیعت بگیرید. هیات در هزاره جات بجای تقاضای بیعت عنوانی امیر حبیب الله کلکانی مردم هزاره را علیه دولت کلکانی ها به مقاومت تشویق و ترغیب نمودند. باین ارتباط کاتب هزاره در کتاب نژاد نامه افغان نوشته است « من هزاره ها را به مقاومت علیه «بچه سقا» یعنی امیر حبیب الله کلکانی دعوت کردم» این خیانت هیات بر مجریان دولت وقت گران آمد. حمیدالله خان برادر امیر حبیب الله کلکانی هیات را مورد استنطاق و لت و کوب قرار داد. تنها استاد غلام حسن که  بگفته بعضی ها گزارش کار کردهای خائنانه هیات را به درباریان امیر حبیب الله کلکانی گزارش داده بود و به قولی از نظر ها پنهان شده بود از استنطاق و لت و کوب جان به سلامت برد. خیانت هیات در مقابل مجازاتیکه در دربارهای امیران محمد زایی در مقابل خیانت به شاه و امیر و کشور رایج بود به مراتب کمتر و بحدی ناچیز بود که نمیتوان مجازات امیر حبیب الله کلکانی بحساب آورد و درج تاریخ کرد. ولی بودند اشخاصی که در کار نویسندگی و تاریخ نویسی هدف عمده شان دامن زدن بر زایاندن تخم نفاق بین ملیت های با هم برادر افغانستان بود که همیشه نفاق و دوگانه گی بین مردم شریف و نجیب هزاره و تاحیک  بیندازند. این تاریخ نویسان که بیشتر عمر شان درخدمت باداران انگلیسی شان در پاکستان و لندن سپری شده بود همیشه تلاش میکردند تا با جعل کردن تذکره ها و اسناد تاریخی در صف بزرگ مردان تاریخ افغانستان جای داشته باشند و در نهایت  خادم خوب باداران انگلیسی خود باشند. این اشخاص مجازات اندک امیر حبیب الله کلکانی را در مقابل مجازاتیکه برای خیانت به امیر و کشور از جانب امیران و  شاهان محمد زایی داده می شد خیلی ها بزرگ جلوه داده اند. بیاد می آوریم و اسکت بریدنها، چشم کور کردن ها، دست بریدن ها، در سیاه چاه انداختن ها و بالاخره  در عقب دادسن بستنها و از الکوپتر انداختن های بزرگان ملیت برادر هزاره را که از دوره دولت مداری میراثی دودمان محمد زایی و شرکای آن باقی مانده است. صرف یک مجازات عادی دوستانه چند شلاق و یا چند مشت  و لغت کلکانی ها بود که نزد تاریخ نگار باصطلاح شهیر ما بحدی گران آمد که مرگ طبیعی مرحوم کاتب هزاره را در زیر ستون خانه شخصی خودش « کشتن» استخراج کرده است.

   در حالیکه امیر حبیب الله کلکانی هیات را در سال ١٣٠٨ به هزاره جات فرستاده بود و مرگ طبیعی مرحوم کاتب هزاره در مارچ ١٩٣١ برابر با حمل١٣٠٩ هجری شمسی درست زمانی اتفاق افتاده است که محمد نادر خان برتخت کابل جلوس داشت. این زمانی است که مرحوم کاتب هزاره بعد از یک سفر دوستانه و معاینات طبی لازم  دوباره از مشهد بوطن باز گشته بود. تاریخ مرگ طبیعی او ماه ها بعد تر از زمانی میباشد که مرحوم کاتب هزاره در جمله سایر اعضای هیات اعزامی هزاره جات چند شلاق و لغت خورده بود.

     کاتب در یادداشتها و چشم دید های خود از دوره نادرخان می نویسد:«اقوام وزیری و جاجی به سرکردگی نادرخان خزانه و قورخانه و اثاثیه و اسلحه دولت را با مال و متاع و ضیاع اهالی شمالی، تمام تاراج کرده و حکومت و ملت را در ورطۀ فقر و مسکنت انداختند.» مرحوم کاتب هزاره جای دیگر در یادداشتهای خود درباره خیانتهای نادر خان میگوید:« اما وقتی نادر خان بمنظور براندازی حکومت «بچه سقا» امیر حبیب الله کلکانی در سال١٣٠٧ هجری شمسی بافغانستان آمد، برای پیشبرد کارش ١٦ ملیون پوند سترلنگ نقد و هفت هزار میل تفنگ و مقداری کافی  فشنگ از انگلیسها گرفت و در عوض شرط آزادی قبایل سرحد را از میان برداشت» این یادداشت می رساند که  مرحوم کاتب هزاره در زمان زمامداری نادرخان سر حال بوده ویادداشتهای تاریخی برداشته است. اینکه تاریخ نویس جعل کار ما قصداً و عمداً در نوشته های خود دو مرتبه تکرار می نویسد و میگوید« وبه مشقت لت و کوب وحشیانه، جان  بجان آفرین سپرد» همین نوشته جعلکارانه است که نویسندگان بعدی بعضا آگاهانه و بعضاً نا آگاهانه از آن استفاده کرده اند. که نادرست جعلی و عندی میباشد.

   با در نظر داشت مقام والای مرحوم کاتب هزاره در حلقه های تاریخ نویسی و خدمات شایسته مردمی او در افغانستان و تکیه بر اسناد بالا یاد آور می شویم که مرحوم ملا کاتب هزاره واقعه نگار و تاریخ نویس معاصر افغانستان در لای رساله ها و یاد داشتهای ارزشمند و چشم دید های ثقه و معتبر خود در صحنه های واقعه های افغانستان از دوران کودکی تا ز مان جوانی و دوره های ورود به نگارندگی درباری و استفاده از ناز ونعمت دربار و خدمات مردمی او هیچگاه قالب توده یی و مردمی خود را از دست نداد و همیشه در هر حالت و مقامی که قرار داشت در فکر مردم بود و برای مردم می زیست. در مورد این شخصیت برازنده تاریخ نگار معاصر افغانستان همین قدر کافی است که وقتی از مورخ شهیر امریکایی لودویک آدمک پرسیده شد که آیا تاریخی در افغانستان تاحال نگارش یافته است یا خیر؟ و یا تاریخ نگار واقعی ای وجود داشته است یانه؟ گفت اگر درباره تاریخ و تاریخ نگاری افغانستان صحبت شود بعد از فیض محمد کاتب هزاره و میر غلام محمد غبار دیگر تاریخ نویسی در افغانستان وجود نداشته است و ندارد.

  حیف و دردا که اجل به سراغش آمد و در مارچ ١٣٠٩ در خانه شخصی خودش در شهر کایل داعی اجل را لبیک گفت و دوستان و یاران خود را درماتم هجران خود گذاشت. روح مرحوم کاتب هزاره و ده ها فرزندان اصیل و مبارز واقعی افغانستان که آگاهانه سر به بستر خاک نهاده اند شاد باد. ( برگرفته از نشریه سه ماه شورای فرهنگی افغانستان. سویدن « آریانا» برون مرزی ماه حمل١٣٨٣)

 -----------------

  منابع :

١. « غبار، میر غلام محمد. افغانستان در مسیرتاریخ. کابل، بیهقی، ١٣٤٨.

٢ ـ کاتب هزاره، ملا فیض محمد. نژادنامه افغان. با مقدمه، تحشیه و تعلیق کاظم یزدانی، به سعی و اهتمام عزیزالله رحیمی. قم. اسماعیلیان، ١٣٧٢.

٣ ـ حبیبی، عبدالحی. جنیش مشروطیت در افغانستان. چاپ دوم قم احسانی،١٣٧٢.

٤ فرهنگ، میر محمد صدیق. افغانستان در پنج قرن اخیر. تهران، ١٣٧٢.

٥ ـ هاشمی پوهاند سید سعدالدین. نخستین کتاب درباره جنبش مشروطه خواهی در افغانستان. سویدن. شورای فرهنگی افغا نستان ١٣٨٠ . ٣٢٢ص.

٦ ـ پوهنیار ـ سید مسعود. ظهور مشروطیت و قربانیان استبداد در افغانستان ـ چلد اول و دوم. پشاور ـ کتابخانه سیا ـ ١٣٧٥. ٣١٥ ص.

٧ ـ علیقی میرزا. تاریخ و قایع و سوانح افغانستان. به تصحیح میر هاشم محدث. تهران. امیر کبیر. ١٣٦٥ . ١٧٧ ص.

٨ ـ فرخ. سید مهدی. کرسی نشینان کابل ـ احوال دولتمردان افغانستان در روز گار امیرامان الله خان. بکوشش محمد آصف فکرت. تهران. موسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی. ٣١٧، ١٣٧ص.

٩ آیبک. ظفر حسن. افغانستان از سطنت امیر حبیب الله خان تا صدارت سردارمحمد هاشم خان. ترجمه و تحشیه از فضل الرحمن فاضل. دهلی جدید. اداره روابط فرهنگی سفارت کبرای دولت اسلامی افغانستان. ١٣٧٩. ٤١٤ص.

١٠ ـ آدمک. لودویک . تاریخ روابط سیاسی افغانستان. از زمان امیر عبدالرحمن خان تا استقلال. ترجمه علی محمد زعما. پشاور. کتابخانه سبا. ١٣٤٩. ٢٧٧ص.

BackNext

            ٢٠٠٤- ٢٠٠٦  @ استفاده از مطالب اندیشهً نو با ذکر منبع مجاز است